و اگر بوجهى كه بعد از قتل عثمان خلافت به من رسيد به ديگرى رسيده بود و عايشه را بخروج بر وى دعوت ميكردند اجابت نميكرد ) .
ابن ابى الحديد در شرح اين كلام ميگويد : « بدان كه اين كلام محتاج به شرحى است و من هنگام اشتغال بعلم كلام آن را بر استادم ابى يعقوب يوسف بن اسماعيل لمعانى خواندم و از اسباب عداوت عايشه با على عليه السّلام سؤال كردم و او جواب مبسوطى به من داد كه محصول آن را در اينجا ذكر ميكنم » و چون كلام ابن ابى الحديد طولانى است خلاصه آن را متذكر ميشويم :
1 - اول چيزى كه سبب كينه عايشه با فاطمه و على عليه السّلام شد اين بود كه چون رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بعد از وفات خديجه عايشه را تزويج فرمود فاطمه عليها السّلام براى عايشه بمنزله هوو گرديد براى اينكه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله ميل و محبت زيادى بفاطمه داشت و به او احترام بسيار ميگزارد و محبت و اكرام پيغمبر صلى اللّه عليه و آله نسبت به او بيش از اندازهء بود كه پدران نسبت بدختران خود دارند و مكرر در محضر خاص و عام ميفرمود : فاطمه سيده نساء عالميان و عديلهء مريم بنت عمران است و ميفرمود وقتى در موقف قيامت عبور مىكند منادى از جهت عرش ندا مىكند كه اى اهل محشر چشمهاى خود را فروگذاريد تا اينكه فاطمه دختر محمد صلى اللّه عليه و آله عبور نمايد و اينها از احاديث صحيحه است .
2 - نكاح فاطمه بعلى بعد از آن بود كه خداى تعالى او را در آسمان بشهادت ملائكه با على تزويج فرمود .
3 - مكرر در باره فاطمه ميفرمود : « فاطمة بضعة منى يريبنى ما رابها و يؤذينى ما يؤذيها و يغضبنى ما يغضبها » ( فاطمه پاره تن من است موجب كراهت و بد آمدن من است هر چه موجب كراهت او باشد و آزار مىرساند مرا آنچه او را آزار مىرساند و بخشم مىآورد مرا آنچه او را بخشم آورد .
4 - تقريظ پيغمبر صلى اللّه عليه و آله از على و اختصاص دادن او را به خود باعث زيادتى كينه عايشه ميگرديد .
كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى ) — صفحة كلم الطيب 455
مساهمون: سيد عبد الحسين طيب
صكلم الطيب ٤٥٥