« مقصد چهارم » در بطلان خلافت بنى اميه و بنى عباس و پارهء از مطاعن آنها و همچنين مطاعن عايشه :
و اين مقصد را در ذيل چند امر بيان ميكنيم :
امر اول در رد دليلى كه بر خلافت آنها ذكر كردهاند :
عمده دليلى كه طرفداران خلافت آنان بر اثبات خلافتشان گفتهاند اين ستكه سلطنت و دولت و رياست براى كسى در عالم فراهم نميشود جز باراده و مشيت و خواست خدا ، و معلوم است كه اراده حقتعالى بامور ناروا و بىموقع و بى جا تعلق نميگيرد ، و همين است معنى قهر و غلبه كه يكى از ادله اثبات خلافت دانستهاند .
و اين دليل مأخوذ از كلام يزيد بن معاويه است كه در مجلس خود به آيه شريفه استدلال كرد
« قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ »
« 1 » بگو خدايا تو صاحب ملكى ميدهى ملك و پادشاهى را بهر كه بخواهى و ميگيرى از هر كه بخواهى و عزت ميدهى بهر كه بخواهى و خوار ميگردانى هر كه را بخواهى ، خوبى بدست توست ، تو بر همه چيز توانائى ) .
و جواب اين سخن اين ستكه پادشاهى و سلطنت و رياست بر دو قسم است يكى رياست الهيه كه بجعل الهى و اعطاء منصب از جانب او چنانچه بانبياء و
هامش
( 1 ) سوره آل عمران آيه 25