و چون اصل عبرانى كتب عهدين در دسترس ما نيست و مترجمين اصل عبرانى در ترجمه تحريف نمودهاند ، لذا ما اين بشارات را از كتاب سيف الامة مرحوم نراقى كه از اصل عبرانى اخذ فرموده نقل ميكنيم .
1 - در سفر پيدايش باب 17 آيه 21 در خطاب الهى بابراهيم در شأن اسماعيل ميگويد : « ول يشماعيل شمعيخا هينه برختى اوتو و هيفرتى اوتو و هيربتى اوتو » « بيم اودماود شنم عاسارنسىايم يوليدون تيتولغوى كادول » ترجمه اين عبارت اين ستكه ( از بابت اسماعيل دعاى ترا شنيدم اينك بركت دادم او را و بهرهمند و بزرگوار گردانيدم او را و بسيار كنم او را بسبب ( ماد ماد ) محمد ، دوازده سرور بزرگ از او بهمرسند و او را مىدهم امت بزرگى ) كه در اين عبارت باسم آن حضرت و تعداد اوصياء او تصريح شده است « 1 » ولى در ترجمه اين عبارت اسم آن حضرت
هامش
كه با پارهء از افسانههاى عاميانه و مطالب خلاف عقل و عفت آميخته شده و از اين جهت مطالبى كه مطابق با واقع باشد كم و بيش در آنها هست .
و ثانيا اين نوع استدلال براى الزام خصم است به اين معنى كه چون يهود و نصارى قائلند كه تورات و انجيل فعلى وحى منزل بوده و تمام مطالبش مورد قبول آنهاست ، لذا در مورد مناظره و مجادله با آنها از مسلميات و چيزهائى كه مورد قبول آنهاست بر نبوت پيغمبر اسلام استدلال ميكنيم تا راه انكار براى آنان مسدود گردد .
( 1 ) كلمه « بماودماود » كه در اين عبارت ذكر گرديده براى آن چند تعبير شده .
بعضى گفتند بمادماد ( بكسر باء « با جواز اشباع آن » و فتح ميم و ضم همزه « با جواز اشباع آن » و سكون دال و فتح ميم و ضم همزه « با جواز اشباع آن » و سكون دال ) يك كلمه و بمعنى محمد است ، چنانچه از كتاب ميخلال كه يكى از كتب لغت عبرانى است و كتاب دانيال و چند كتاب ديگر يهود نقل شده و مجلسى در تذكرة الائمة گفته كه اسم آن حضرت بطريق صحيح بمادماد است .
و برخى گفتند اسم آن حضرت مادماد و باء براى سببيت است يعنى بسبب محمد .
و بعضى گفتند « بيم اودماود » به سكون ميم اول دو كلمه است و اسم آن حضرت اودماود مىباشد .
و نيز گفتهاند ماد بمعنى احمد است و معنى كلمه ( بسبب احمد احمد ) مىباشد و تكرار اسم براى تأكيد است .