تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى ) — صفحة كلم الطيب 238

مساهمون:

صكلم الطيب ٢٣٨
بر خدائى خود و با توجه باينكه به حكم عقل محال است انسان خدا باشد تكليف تورات و انجيل هر دو معلوم مىشود . و در انجيل متى باب نوزدهم از آيه 3 تا آيه 9 ميگويد : « پس فريسيان آمدند تا او را امتحان كنند و گفتند آيا جايز است مرد زن خود را بهر علتى طلاق دهد ، او در جواب ايشان گفت : مگر نخوانده‌ايد كه خالق در ابتداء ايشان را مرد و زن آفريد ، و گفت از اين جهت مرد پدر و مادر خود را رها كرده بزن خويش مىپيوندد و هر دو يك تن خواهند شد ، بنابراين بعد از آن دو نيستند بلكه يك تن هستند ، پس آنچه را خدا پيوست انسان جدا نسازد ، بوى گفتند پس از بهر چه موسى امر فرمود كه زن را طلاق‌نامه دهند و جدا كنند ، ايشان را گفت موسى بسبب سنگدلى شما ، شما را اجازت داد كه زنان خود را طلاق دهيد لكن از ابتداء چنين نبود و بشما ميگويم هر كه زن خود را به غير علت زنا طلاق دهد و ديگرى را نكاح كند زانى است و هر كه زن مطلقه را نكاح كند زنا كند » روش استدلال را ملاحظه كنيد ! اولا - دو نفر چطور يك تن مىشوند « 1 » و اينكه پدر و مادر را رها مىكند و بزن مىپيوندد چه ربطى دارد باينكه يكتن شوند . و ثانيا - اين چه استدلالى است كه هر چه را خدا پيوست انسان جدا نكند ، مگر بسيار چيزها نيست كه خداوند بطور جمع و پيوستگى آفريده و انسان آنها را از هم جدا ساخته و به كار مىاندازد ؟ مگر سنگ سخت را انسان از هم جدا نمىكند مگر تنه‌هاى درختهاى بزرگ و يا حيوانات حلال گوشت و غيره را جزء جزء نمينمايد ؟ و ثالثا سنگدلى مردم چه ربطى بطلاق دارد و آيا در زمان عيسى سنگدلى مردم به كلى بر طرف شده بود كه عيسى حكم طلاق را نسخ كرد در صورتى كه در باب
هامش
( 1 ) اگر چه از كسانى كه قائل بسه خدا ( اب و ابن و روح القدس ) هستند و در عين حال آنها را يكى ميدانند اين نوع كلمات استبعاد ندارد .