شانزدهم انجيل مرقس ميگويد : « و بعد از آن بدان يازده نفر هنگامى كه به غذا نشسته بودند ظاهر شد و ايشان را بسبب بىايمانى و سنگدلى ايشان توبيخ نمود » هرگاه حال شاگردان عيسى اينطور باشد حال ساير مردم از لحاظ سنگدلى چگونه خواهد بود .
و در انجيل لوقا باب بيستم آيه 37 و 38 و در انجيل مرقس باب دوازدهم آيه 26 و 27 و در انجيل متى باب بيست و دوم آيه 31 و 32 ميگويد : « اما در باره قيامت مردگان آيا نخواندهايد كلامى را كه خدا بشما گفته است ، من هستم خداى ابراهيم و خداى اسحاق و خداى يعقوب ، و خدا خداى مردگان نيست بلكه خداى زندگانست » .
مفاد اين عبارت اين ستكه چون خداوند خود را خداى اينها خوانده است در وقتى كه زنده نبودهاند بايد بعد از مردن بزندگانى ديگرى زنده باشند تا گفته خدا در باره آنها صحيح باشد ، زيرا خدا خداى مردگان نيست .
ملاحظه نمائيد اين چه استدلالى است مقصود از اينكه خداوند خداى اموات نيست چيست ؟ مگر خدا خداى جمادات و نباتات و آسمان و زمين نيست ؟
آيا براى منكر قيامت كه ميگويد . انسان پس از مردن حياتى ندارد و مانند سنگ و چوب و خاك ميگردد به اين نحو ميتوان استدلال كرد كه چون خدا گفته من خداى ابراهيم و اسحاق و يعقوب هستم بايد زندگانى براى آنها باشد چه مانعى دارد كه بملاحظه حيوة دنيوى خداى آنها باشد ؟ گذشته از اين قبل از قيامت آيا خدا خداى ابراهيم و اسحاق و يعقوب و ساير مردگان نيست ؟
و در سفر خروج باب سوم آيه ششم و در انجيل متى باب بيست و دو آيه سى و دو دارد كه خداوند بموسى گفت من هستم خداى ابراهيم و خداى يعقوب و خداى اسحاق .
مسيحيان به اين عبارت بر مسأله تثليث استدلال كردهاند به اين طريق كه گفتهاند چون لفظ خدا ( إله ) سه مرتبه تكرار شده ، پس معلوم مىشود سه خدا مىباشد
كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى ) — صفحة كلم الطيب 239
مساهمون: سيد عبد الحسين طيب
صكلم الطيب ٢٣٩