بيان بطلان مدعاى يهود :
اين مدعا از جهاتى باطل است و ما بنحو اختصار بعض جهات بطلان آن را متذكر ميشويم :
اول از جهت قطع تواتر :
و بيانش اين ستكه اين دعواى تواترى كه يهود نسبت بنبوت موسى و كتاب او اظهار ميدارند نه تنها شاهد و دليلى بر اثبات آن ندارند ، بلكه از كتابهاى خود كه منسوب بوحى ميدانند كذب اين دعوى و اينكه اين تواتر چند مرتبه منقطع شده است ثابت ميگردد .
اما مرتبه اول - از بعد از زمان موسى است تا زمان يوشيا پادشاه مؤمن آنها كه بنى اسرائيل اين مدت خدا را ترك و در اطراف شرك و بتپرستى سير ميكردند و چندين مرتبه بيت المقدس بدست سلاطين كافر و بتپرست آنان خراب و تمام موقوفات و اموال آن را غارت نمودند .
و خانه خدا را محل كثافات و قاذورات قرار دادند و تابوت عهد كه محل تورات بود در جنگ با فلسطينيان بچنگ آنان افتاد و ابدا اسمى از خداپرستى و شريعت و تورات حتى يك سفر آن ميانه آنها نبود و هيچ خبرى از او نداشتند و هيچ معلم كه از او بكاهن تعبير ميكنند در بين آنها نبود .
تا اينكه پس از چندين مرتبه خرابى بيت المقدس و سلطنت چندين نفر از سلاطين بتپرست سلطنت به يوشيا رسيد ، يوشيا پس از هشت سال از سلطنت خود مشغول تعمير خانه خدا و پاك نمودن آن شد ، تمام اورشليم را از بتها و مذبحهائى كه براى بتها ساخته بودند پاك و پاكيزه نمود و در سال هيجدهم از سلطنتش شافان كاتب را امر نمود كه باتفاق حلقياى كاهن به خانه خدا رفته و نقرههائى را كه مردم براى تعمير خانه خدا آورده و در آنجا ريخته بودند شمرده و بيرون آورند و پس از آنكه نقرهها را شمردند و تحويل سركاران كه مشغول تعمير خانه خدا بودند دادند ، حلقيا بشافان كاتب گفت من كتاب تورات را