بنابراين راهى براى تصديق نبوت آنها جز از راه تصديق قرآن نيست و اين راه نيز براى منكرين رسالت پيغمبر اسلام صلى اللّه عليه و آله و سلّم فائده ندارد ، زيرا كسانى كه منكر رسالت حضرت محمد صلى اللّه عليه و آله و سلّم و منكر قرآن او هستند براى اثبات مدعاى خود به قرآن نميتوانند استناد كنند ، و براى كسانى كه معترف بنبوت پيغمبر اسلام باشند تصديق انبياء سلف در اعمال آنها منشأ اثرى نخواهد بود ، چون لازمه تصديق نبوت او نسخ اديان سابقه است و دين منسوخ مفيد فائده نيست ، بلى اعتراف بحقانيت آنها از راه تصديق بما جاء به النبى بايد نمود :
* ( مبحث دوم ) * در نبوت موسى ( ع ) و مذهب يهود : آيا نبوت موسى را بطريق تواتر ميتوان اثبات كرد ؟
طايفه يهود مدعى هستند كه موسى در چند هزار سال پيش دعوى نبوت فرمود و بر طبق ادعاى خود معجزاتى از قبيل اژدها شدن عصا و يد بيضا و عجائب مصر و شكافتن دريا و بيرون آوردن آب از سنگ و غير اينها اقامه نموده و كتاب و احكام و دستوراتى از جانب خدا آورده و اين كتاب رايجى كه امروز در دست آنهاست و توراتش مينامند كتاب او ، و احكامى كه در ميان آنها معمولست احكام شريعت او ميدانند و قائلند كه دين و شريعت او تا اين زمان باقيست و اين امور مذكور از زمان موسى تا اين زمان بنحو تواتر در جميع طبقات به آنها رسيده است ، و اتفاق نصارى و مسلمين را بر نبوت موسى و كتاب و معجزات او مؤيّد مدعاى خود قرار دادهاند .
بلكه مدعى هستند كه بتواتر ثابت شده پيغمبرانى بعد از موسى تا قبل از عيسى آمده و كتابهائى آورده و همگى بشريعت موسى دعوت نمودهاند و كتابهاى آنها اكنون در دسترس يهود است و آنها را عهد قديم مينامند .