و نيكو رفيقانند ايشان پس معلوم شد كه صديقان بعد از پيغمبران درجهء ايشان از شهيدان و صالحان بلندتر است و اين مصداق امامت و وصايت است و خاصه و عامه بطرق متواتره روايت كردهاند كه على بن أبي طالب عليه السّلام صديق اين امت است و فخر رازى و ثعلبى و احمد بن حنبل در مسند و ابن شيرويه در فردوس و ابن مغازلى و ديگران از حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت كردهاند كه صديقان سه نفرند حبيب نجار كه مؤمن آل يس است و
حزبيل كه مؤمن آل فرعون است و على بن أبي طالب عليه السّلام كه افضل ايشان است و ثعلبى بسند ديگر روايت كرده است كه سبقتگيرندگان امتها سه نفرند كه كافر نبودند به خدا يك چشم بهم زدن على بن أبي طالب عليه السّلام و صاحب آل يس و مؤمن آل فرعون پس ايشانند صديقان و على بن أبي طالب عليه السّلام افضلست از ايشان و حافظ ابو نعيم روايت كرده است از عباد بن عبد اللَّه كه شنيدم كه امير المؤمنين عليه السّلام ميفرمود منم صديق اكبر نميگويد اين سخن را بعد از من مگر دروغگوئى و هفت سال پيش از ديگران نماز كردم و صديق در لغت و عرف مرادف معصوم است يا نزديك به آن و صاحب صحاح گفته است صديق دائم التصديق است و كسيست كه تصديق كند گفتار خود را بكردار خود و حقتعالى پيغمبران را به اين وصف كرده است و در شأن حضرت ادريس عليه السّلام گفته است
إِنَّهُ كانَ صِدِّيقاً نَبِيًّا
و در حق يوسف ( ع ) فرموده است
يُوسُفُ أَيُّهَا الصِّدِّيقُ
و كسى كه مصداق اين آيات و صاحب اين صفات باشد البته بامامت و خلافت احق است از كسى كه بهرهء از اينها نداشته باشد و او را بافترا صديق گويند چنانچه بر عكس نهند نام زنگى كافور .
( چهارم ) حق تعالى ميفرمايد أَ فَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ يَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ
يعنى آيا پس كسى كه بر حجتى و برهانى از جانب پروردگار خود باشد و از پى او باشد گواهى از او مثل كسى است كه چنين نباشد آنكه بر بينه است حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم است و در شاهد خلاف است و در احاديث معتبره وارد شده است كه مراد از شاهد حضرت امير المؤمنين ( ع ) است كه گواه بر حقيقت آن حضرت است و ابن ابى الحديد و ابن مغازلى و سيوطى در در منثور و طبرى و اكثر عامه بطرق متعدده روايت كردهاند از عبادة بن عبد اللَّه و عبد اللَّه بن الحارث كه روزى حضرت امير المؤمنين ( ع ) فرمود كه كسى از قريش نيست مگر آنكه يك آيه يا دو آيه در مدح او يا مذمت او نازل شده پس مردى پرسيد كه كدام آيه در شأن تو نازل شده است حضرت در غضب شد