پرش به محتوای اصلی

حق اليقين ( فارسى ) — صفحه 651

پدیدآورندگان:

ص۶۵۱
همچنين كسى كه جاهل باشد بغصبيت مكان يا جامه و در آن نماز كند يا كسى كه جاهل باشد بوجوب جهر و اخفات و در مواضع آنها ترك كند و نكاح در عده چنان كه سابقا مذكور شد و امثال اينها كه در موضع خود ذكر كرده‌اند و اگر مراد عدم مؤاخذه عقاب باشد اگر در تقصير در تفحص نكرده باشد ظاهرش عموم است در جميع احكام و ادله عقليه بسيار بر اين دلالت دارد ( چهارم ) چيزى چند كه طاقت آن نداشته باشند چنانچه حقتعالى فرموده است
رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ
يعنى اى پروردگار ما بار مكن بر ما چيزى را كه طاقتى نيست ما را به آن بعضى گفته‌اند مراد تكليف ما لا يطاق است و هر چند بر خدا قبيح است و محال است كه از حقتعالى واقع شود ممكن است دعا كردن بر سبيل تعبد باشد و بعضى گفته‌اند مراد عذابها و عقوبتها است كه بر امم سابقه نازل ميشد و حقتعالى ببركت حضرت رسالت از اين امت برداشته است و اظهر آنست كه مراد تكاليف شاقه‌ايست كه در امم سابقه بود و در اين امت حقتعالى آسان گردانيده است و در اين حديث ظاهرا اين معنى مراد باشد ( پنجم ) چيزى كه مضطر شده باشد به آن خواه از نزد خدا باشد مثل خوردن ميته در وقتى كه خوف هلاك باشد و آشاميدن آب نجس در حال اضطرار و آشاميدن شراب در وقتى كه لقمه در گلويش بند شده باشد و مايع ديگر نباشد و تداوى به حرام در وقتى كه دوا منحصر در آن شده باشد بنا بر مشهور ميان علماء و اخبار بسيار وارد شده است بر عدم جواز تداوى به حرام خصوصا در شراب حتى به چشم كشيدن آن و در حديث وارد شده است كه هر كه ميلى از مسكر به چشم كشد حقتعالى ميلى از آتش جهنم به چشم او كشد و در اخبار بسيار وارد شده است كه حقتعالى در هيچ حرامى در او شفا قرار نداده است و بعضى از علماء تداوى مسكر را مطلقا جايز نميدانند بلكه ساير محرمات را و اشهر جواز است خواه از قبل خودش باشد يا از قبل غير او مانند كسى كه جراحتى بر خود وارد سازد يا كسى او را مجروح گرداند در ماه رمضان و مضطر شود بسوى افطار و علما گفته‌اند كه باغى و عادى را جايز نيست خوردن ميته در وقت ضرورت بلكه ساير محرمات زيرا كه حقتعالى فرموده است
فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ
يعنى پس هر كه مضطر شود و باغى و عادى نباشد پس گناهى نيست بر او و در معنى باغى و عادى خلاف است در بعضى از روايات وارد شده است كه باغى آنست كه خروج بر امام كند و عادى كسى است كه به راه زنى رود و بر اينها ميته حلال نميشود و روايت ديگر وارد شده است كه باغى طالب صيد است و عادى دزد است اگر اينها مضطر شوند بر اين‌ها ميته حلال نميشود و قصر نماز نميتوانند كرد و در حديث ديگر وارد شده است كه باغى كسى