تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 572

مساهمون:

ص٥٧٢
فرموده است كه انكار كردند و حال آنكه نفسهاى ايشان يقين به آن داشت پس ممكن است ارتداد بكفر و زوال ايمان يا بانكار ظاهرى يا بفعل امرى كه شارع حكم بحصول كفر فرموده است نزد آن فعل مثل سجدهء بت يا قتل پيغمبر يا امام و القاء مصحف در قاذورات و استخفاف بكعبه و امثال آن . ششم در بيان معنى كفر و ارتداد است بدان كه اكثر متكلمين گفته‌اند كه كفر عدم ايمانست از كسى كه شأنش آن باشد كه مؤمن باشد و چون معانى ايمان و اسلام و ثمرات آنها مذكور شد مقابل هر ايمانى كفرى خواهد بود و ثمره‌اش عدم تحقق آن ثمره ايمانى خواهد بود پس بنا بر مشهور كه ايمان اصل عقايد حقه شيعهء اماميه است و ثمره‌اش بنا بر مشهور عدم خلود در جهنم است كفر باخلال بيكى از آن عقايد حاصل مىشود خواه به شك در آنها باشد يا به اعتقاد بخلاف آنها يا آنكه در اصل آنها بخاطرشان خطور نكرده باشد و چون سابقا دانستى كه ايمان بعقايد خمسه مشروط است به آنكه انكار ضرورى از ضروريات دين اسلام بلكه ضروريات دين ايمان كه مذهب حق اماميه اثنىعشريه است نكرده باشد و فعلى كه مستلزم خروج از دين باشد از او صادر نشده باشد مثل استخفاف به قرآن مجيد يا كعبه يا سجدهء بت يا صليب يا بستن زنار براى اظهار شعار كفر پس بفعل اينها نيز كافر مىشود و از ايمان بدر ميرود و اگر اينها بعد از تكلم بكلمتين و اظهار اسلام واقع شود حكم مرتد خواهد داشت چنانچه شيخ شهيد و ديگران گفته‌اند كه مرتد كسى است كه قطع كند اسلام خود را باقرار بر نفس خود بخروج از اسلام يا ببعضى از انواع كفر خواه باظهار مذهبى باشد كه اهلش را بر آن ميگذارند مانند يهود و نصارى و مجوس يا نه مانند بت‌پرستى يا بانكار چيزى كه ضرورى دين باشد يا باثبات چيزى كه نفى آن ضرورى دين باشد يا بفعل امرى كه دلالت كند بر كفر صريحا مانند سجده كردن بآفتاب يا بت و انداختن مصحف كريم را در نجاسات عمدا يا انداختن نجاسات در كعبه عمدا يا خراب كردن كعبه يا اظهار استخفاف به آن - و اما حكم مرتد مشهور ميان علماء آنست كه مرتد بر دو قسم است فطرى و ملى فطرى آنست كه متولد در اسلام باشد به آنكه منعقد شده باشد نطفهء او در حال اسلام يكى از پدر و مادر او و حكم او آنست كه اسلام او مقبول نيست اگر توبه كند و كشتن او لازم است و زنش از او جدا مىشود و عدهء وفات ميدارد و مالش را ميان وارثان او قسمت ميكنند اين حكم اوست ظاهرا و در اين خلافى نيست ميان جمعى كه ارتداد را دو نوع ميدانند اما خلاف است