تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 571

مساهمون:

ص٥٧١
در دعاء بر ايمان خواهد بود و بسند معتبر روايت كرده است كه آن حضرت فرمود بدرستى كه حسرت و ندامت و ويل تمام ويل و عذاب براى كسى است كه منتفع نشود به آنچه ديده و دانسته است و عمل نكند بعلم خود بمقتضاى دين خود و نداند قدر دين خود را و نفع و ضرر آن را پرسيدند بچه چيز ميتوان دانست كه كى نجات خواهد يافت از اين جماعت كه دعواى تشيع مىكنند فرمود كه هر كه كردارش موافق گفتارش باشد پس گواهى داده شده است از براى او بنجات و هر كه فعلش با قولش موافق نباشد دين او عاريه است و به او امانت سپرده‌اند و در حديث ديگر فرمود كه حقتعالى خلق كرده است دلهاى مؤمنان را پيچيده بر ايمان حقتعالى اگر خواهد بشوراند آنچه در آن پنهان است از ايمان و ظاهر و نامى گرداند ميريزد بر آن باران حكمت را و تخم علم را در آن ميكارد و زراعت‌كننده آن و دهقان آن پروردگار عالميانست و بروايت ديگر فرمود كه دل آدمى مضطرب مىباشد در سينه و حنجرهء او تا آنكه ايمان بر او بسته شود و در آن وقت قرار ميگيرد از تزلزل و از اضطراب بيرون مىآيد چنانچه خدا فرموده
وَ مَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ
و در قرائت اهل بيت ( ع ) چنين است يعنى هر كه ايمان بياورد به خدا ساكن مىشود دل او از شك و شبهه و اضطراب . مؤلف گويد كه در احاديث بسيار اين مضامين وارد شده است و در ادعيه كثيره استعاذه از زوال ايمان بمضلات فتن وارد شده است و حق آنست كه اگر ايمان به مرتبهء يقين كامل برسد زوالش بحسب عادت ممتنع است اما بلوغش به اين حد نادر است و آن مخصوص انبياء و اوصياء و اكمل مؤمنان است چنانچه از احاديث سابقه معلوم شد اما بلوغش به اين حد بسيار نادر است و تكليف عامهء خلق به آن حرج است بلكه از قبيل تكليف بمحالست ظاهرش آنست كه در ايمان اكثر خلق ظن قوى كه نفس به آن مطمئن گردد كافى باشد در زوال مثل اين ايمان شك نيست كه ممكن است و درجات ايمان بسيار است چنانچه دانستى در بعضى ممكن است كه زايل گردد به شك بلكه بانكار برگردد و آن ايمان بمعاد است و در بعضى زوالش ممكن نيست نه بقول و نه به اعتقاد و نه بفعل و در بعضى ممكن است زوالش بقول و فعل نه به اعتقاد مانند جمعى از كفره كه علم بصدق رسول اللّه داشتند اما از براى اغراض باطلهء دنيويه انكار ميكردند انكار مانند أبو جهل و احزاب او و مانند جمعى از منافقان صحابه كه نص بر حضرت امير عليه السّلام را در روز غدير و مواطن بسيار ديگر شنيدند و از براى حب دنيا انكار كردند پس تقدير اشتراط يقين و جزم در ايمان شكى نيست در آنكه مشروط است بعدم انكار ظاهرى چنان كه حقتعالى در حق جمعى از كفار