چهارم خلافست در آنكه آيا در ايمان يقين بمعارف ايمانى شرط است يا ظن قوى كافى است و ايضا خلاف است در آنكه آيا ميبايد ايمان بدليل حاصل شود يا تقليد در آن
جايز است و اين دو خلاف نزديكند به يكديگر و ظاهر كلام علامه و اكثر علماء آنست كه بدليل و برهان ميبايد حاصل شود بلكه بعضى دعواى اجماع در آن كردهاند و استدلال كردهاند بآيات و احاديث بسيار كه دلالت مىكند بر نهى از متابعت ظن و معلوم است كه اگر فروع در آنها داخل نباشد اصول دين داخل است و ايضا در بسيارى آيات مذمت تقليد واقع شده است و ايضا حق تعالى فرموده است نيستند مؤمنان مگر آنها كه ايمان آوردهاند به خدا و رسول او پس ارتياب و شك نكردهاند و خواجه نصير در فصول اكتفا كرده است بتصديق ظنى در ايمان و قائلان اكتفاء به ظن و تقليد استدلال كردهاند باينكه در صدر اسلام متعارف نبوده است كه در اول حال القاى دلايل و براهين بر ايشان بكنند بلكه در اسلام ايشان اكتفاء باظهار اسلام و تكلم بكلمتين مينمودهاند و ايضا لازم مىآيد كه حكم كنيم بكفر اكثر مستضعفان از مسلمانان بلكه اكثر عوام كه صاحب يقين نيستند و باندك تشكيكى متزلزل ميشوند و دور نيست كه اين جماعت نيز داخل مستضعفين و اهل اعراف و مرجون لامر اللّه بوده باشند و بعضى گفتهاند ضرور نيست كه همه مردم معارف ايمانيه را بدلايل تفصيليه بدانند و ترتيب اشكال منطقيه توانند كرد و بر دفع شبهات كفار و مخالفان قادر باشند بلكه واجب كفائى است كه در ميان مؤمنان جمعى باشند از علماء كه دفع و رفع شبهه كفار و مخالفان توانند كرد و در ايمان اكثر خلق بس است كه بدلايل اجماليه اصول دين را بدانند چنانچه حق تعالى در قرآن دلايل وجود صانع و توحيد و ساير اصول دين را به اين نحو القا فرموده - مرويست كه حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلّم از اعرابى پرسيد كه خدا را چگونه شناخته و بچه دليل دانستهاى گفت پشكل شتر را در راهى كه مىبينم استدلال ميكنم كه شترى از اين راه رفته و پى پا را كه مىبينم ميدانم كه آدمى از اينجا عبور كرده است يا اين ستارههاى روشن و زمين با اين درياها و كوهها دلالت نميكند بر خداوند خبير حضرت فرمود بر شما باد بدين اعرابى و اين مذهب در نهايت قوت است و كسى كه رجوع مىكند بآثار سلف و اخبار صدر اسلام ميداند كه هر كه را مسلمان ميكردند او را تكليف باظهار عقايد ميكردند و از براى اثبات نبوت معجزه مينمودند و ايشان را بعبادات و طاعات امر مينمودند و بتدريج ايمان ايشان كامل ميشد باستماع آيات و استعمال طاعات تا بمرتبهء علم اليقين ميرسيدند و بدليل دور و تسلسل كه ماده تشكيك و تعطيل است ايشان را نمىبستند و لهذا مىبينيم كه بعضى از عباد و زهاد كه ممارست اين علوم ظاهر نكردهاند يقين ايشان كاملتر است از اكثر مدققين علماء كه اكثر عمر خود را صرف
حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 567
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٥٦٧