اوصياء است چنان كه در اخبار بسيار تفسير مؤمن و مؤمنين به امير المؤمنين عليه السّلام و ائمه طاهرين شده است و در تفسير قول حق تعالى
وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ
يعنى ايمان نمىآوردند اكثر ايشان به خدا مگر آنكه ايشان مشركند احاديث بسيار وارد شده است كه جميع معاصى خدا بلكه اعتماد بر غير جناب اقدس الهى داخل است در اين شرك حتى اعتماد كردن در حفظ عدد ركعات نماز
برگردانيدن انگشتر از انگشت بانگشت و ثمرهء ايمان آنها است كه از براى انبياء و اوصياء وارد شده است از درجات كمال و قرب نزد خدا و شفاعت كبرى و الهامات حقتعالى و مراتبى كه عقل از ادراك آنها قاصر است ( چهارم ) محض عقايد حقه است بدون اعمال مطلقا و ثمرهاى كه بر آن مترتب مىشود در دنيا امان يافتن است در جان و مال و عرض از كشته شدن و اخذ اموال و اسير شدن و اهانت و مذلت مگر آنكه فعلى از او صادر شود كه مستحق كشته شدن يا سنگسار كردن يا تعزير گردد و در آخرت آنكه اعمالش صحيح است فى الجمله گو بدرجه قبول نرسد و او را از عذاب نجات دهد گو مستحق ثواب نباشد يا باشد فى الجمله اما مستحق درجات عاليه نباشد و مخلد در جهنم نباشد و بنا بر يك قول مطلقا داخل جهنم نشود گو در برزخ و قيامت عقوبتها بر او وارد شود بنا بر خلاف قولين اما البته مخلد در جهنم نباشد و مستحق عفو و شفاعت باشد در قيامت و اكثر متكلمين اماميه ايمان را بر اين معنى اطلاق كردهاند يا باقرار ظاهرى يا به شرط عدم انكار از روى عناد چنانچه دانستى در ضمن نقل اقوال و بر هر تقدير مشروط است به آنكه فعلى كه موجب ارتداد او باشد از او صادر نشود چنان كه مذكور شد و در كفرى كه مقابل اين ايمانست داخلند جميع فرق ارباب مذاهب باطله از كفار و منافقين و مشركين و سنيان و ساير فرق شيعه از زيديه و فطحيه و واقفيه و كيسانيه و ناووسيه و هر كه غير شيعه اثناعشريه است زيرا كه ايشان مخلد در جهنماند چنانچه سابقا مذكور شد ( پنجم ) آنست كه تكلم بشهادتين بكند و انكار امرى كه ضرورى دين اسلام است ظاهرا نكند و فعلى كه مستلزم استخفاف بدين اسلام باشد از او صادر نشود و اگر چه در دل اعتقاد به اينها نداشته باشد و هر چند اعتقاد بهمهء ائمه نداشته باشد و اظهار آن هم نكند و ثمرهء اين ايمان بنا بر مشهور آنست كه جان و مالش محفوظ باشد و او را نكاح توان كرد و مستحق ميراث مسلمانان باشد و ساير احكام ظاهرهء مسلمانان جارى باشد بنا بر مشهور اما در آخرت هيچ بهرهاى ندارد و هيچ عمل از اعمال او مقبول نيست و مثل ساير كفار است بلكه از بعضى از آنها بدتر است و منافقان نيز در اين ايمان داخلند و به اين وجه جمع ميان جميع آيات و اخبار ميتواند شد و در هر مقام مناسب