تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 535

مساهمون:

ص٥٣٥
اصحاب بهشت را كه بريزيد بر ما از آب يا از آنچه حقتعالى روزى كرده است شما را از اهل بهشت گويند بدرستى كه خدا حرام كرده است اينها را بر كافران كه دين خود را لهو و لعب و بازيچه گرفته‌اند و مغرور كرد ايشان را زندگانى دنيا پس امروز ترك ميكنيم ايشان را چنانچه ايشان فراموش كردند ملاقات اين روز را و آيات ما را انكار ميكردند .

فصل هيجدهم در بيان جماعتى است كه داخل جهنم مىشوند و جمعى كه در آن مخلد مىباشند و جمعى كه در آن مخلد نمىباشند

بدان كه خلافى نيست در آنكه اهل بهشت مخلد در بهشت خواهند بود و هر كه داخل بهشت شود خواه بدون عذاب و خواه بعد از عذاب ديگر بيرون نخواهد آمد و خلافى نيست ميان مسلمانان در آنكه كفار و منافقان كه حجت بر ايشان تمام شده باشد مخلدند در عذاب جهنم و عذاب ايشان هرگز سبك نخواهد شد و آيات بسيار در اين باب گذشت و اطفال و مجانين كفار البته داخل بهشت نمىشوند و گذشت كه آيا داخل جهنم مىشوند يا در اعراف خواهند بود يا تكليف ديگر نسبت بايشان خواهد شد و جمعى از ضعفاء العقول كه تميز ميان حق و باطل نتوانند كرد يا جمعى كه دور از بلاد اسلام باشند و تفحص دين نتوانند كرد يا در زمان جاهليت و فترت باشند و حجت بر ايشان تمام نشده باشد داخل مرجون لامر اللّه‌اند و احتمال نجات در باب ايشان هست و خلافى نيست در آنكه كسى كه منكر يكى از ضروريات دين اسلام باشد در حكم كفار است و مخلد در نار است و ضرورى دين اسلام آنست كه بديهى شده باشد در دين اسلام و هر كه صاحب اين دين باشد آن را داند مگر نادرى مثل كسى كه تازه مسلمان شده باشد و هنوز نزد او ضرورى نشده باشد مانند نماز و روزهء ماه مبارك رمضان و حج و زكات و امثال اينها كسى كه ترك اينها كند كافر نيست و كسى كه ترك اينها را حلال داند كافر است و مستحق قتل است و همچنين اگر فعلى از او صادر شود كه متضمن استخفاف بدين يا محرمات الهى باشد عمدا مثل آنكه عمدا مصحف مجيد را بسوزاند يا در قازورات اندازد يا لگد بر آن بزند يا حقتعالى يا ملائكه يا يكى از انبياء را دشنام دهد يا سخنى بگويد كه متضمن استخفاف باشد خواه در نظم و خواه در نثر يا كعبهء معظمه را خراب كند بى جهت يا عمدا در آن بول كند يا غائط و همچنين نسبت بروضات مقدسه حضرت رسول اللّه و ائمه استخفافى كند بقول يا بفعل يا تربت شريف حسين عليه السّلام را استخفافى كند قولا يا فعلا مثل آنكه العياذ باللّه به آن استنجاء نمايد يا نسبت بكتب حديث