شيعه استخفاف كند و بعضى كتب فقه شيعه را نيز چنين ميدانند يا بيكى از عبادات كه ضرورى دين است استهزاء و استخفاف نمايد يا بت يا غير بت را معبود خود قرار دهد و آن را به قصد عبادت سجده كند يا شعار كفار را كه متضمن اظهار كفر باشد ظاهر گرداند مثل آنكه زنار ببندد به اين قصد و يا پيشانى خود را بروش هنود زرد كند به قصد اظهار شعار ايشان و بعضى ديگر در ضمن ضروريات دين مذكور خواهد شد ان شاء اللّه و اما غير شيعه اماميه از زيديه و سنيان و فطحيه و واقفيه و كيسانيه و ناووسيه و ساير فرق مخالفين اگر انكار يكى از ضروريات دين اسلام كنند آنها نيز كافر و نجس و مخلد در جهنماند مانند خوارج كه بر امام زمان خروج كردهاند و ناسزا نسبت بائمه ميگويند مانند خارجيان عمان يا غلات كه ائمه را خدا دانند يا بهتر از پيغمبر دانند يا گويند خدا در ايشان حلول كرده است يا ايشان را خالق عالم دانند بنا بر بعضى از احاديث و نواصب كه عداوت با همه ائمه يا بعضى از ايشان داشته باشند زيرا كه وجوب محبت ايشان ضرورى دين اسلام است و از حضرت صادق عليه السّلام منقولست كه غسل مكن در جائى كه در آن جمع مىشود غسالهء حمام زيرا كه در آن غسالهء ولد زنا مىباشد و غسالهء ناصبى مىباشد و آن بدتر است از ولد زنا بدرستى كه حق تعالى خلقى بدتر از سگ نيافريده است و ناصبى نزد خدا خوارتر است از سگ و مجسمه كه خدا را جسم ميدانند از بلور يا به صورت پسر ساده ميدانند ايشان نيز كافر و مخلد در آتشند و در غير اينها از فرق مخالفان دو قسمند ( اول ) متعصبى چندند كه حجت بر ايشان تمام شده است و علم ببطلان مذهب خود نيز دارند و از براى تعصب و اغراض دنيويه انكار حق مينمايند يا باعتبار متابعت آباء و اسلاف بدين باطل قائل شدهاند و قوت تميز ميان حق و باطل ندارند و خود را از اغراض باطله خالى نمىكنند كه حق بر ايشان
ظاهر شود و تفحص دين حق نميكنند با آنكه قدرت بر آن دارند و ( دويم ) جماعتى چندند كه ضعيف العقلند و باعتبار ضعف عقل تميز ميان حق و باطل نميتوانند كرد يا در بلاد مخالفيناند و قدرت بر هجرت و تفحص دين حق ندارند يا در زمان فترت و يا جاهليتاند و اهل باطل غالبند و اهل حق از خوف پنهانند و حق بر ايشان ظاهر نشده است و امثال ايشان چنان كه اشاره به آنها شد اما جماعت دويم مشهور ميان علماء آنست كه ايشان داخل مرجون لامر اللّهاند نه حكم بكفر ايشان مىتوان كردن و نه حكم بايمان ايشان در آخرت حال ايشان معلوم مىشود چنان كه حقتعالى فرموده است كه مستضعفان از زنان و مردان و پسران كه استطاعت حيله و چاره ندارند و هدايت نمييابند راهى را پس اين جماعت شايد خدا عفو كند ايشان را و خدا عفوكننده و آمرزنده است و احاديث بسيار در تفسير اين
حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 536
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٥٣٦