تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 506

مساهمون:

ص٥٠٦
بلاهاى عظيم گرفتار شويم پس حقتعالى اين حالت را از ايشان برداشت پس چون در روز قيامت شود اهل بهشت داخل بهشت شوند آن ملائكه رخصت بطلبند از اهل بهشت كه بمنازل ايشان داخل شوند و چون رخصت بيابند داخل شوند بر ايشان و سلام كنند و گويند
سَلامٌ عَلَيْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ
يعنى سلام باد بر شما بسبب آنكه صبر كرديد در دنيا بر ترك لذات و شهوات حلال و سيد بن طاوس بسند موثق از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه چون روز قيامت شود نظر كند رضوان خزينه‌دار بهشت بسوى جمعى كه داخل بهشت شده‌اند و بر او نگذشته‌اند گويد كيستيد شما و از كجا داخل شديد آنها گويند بما كارى مدار ما گروهى بوديم كه خدا را بنهان عبادت كرده بوديم كه كسى بر آن مطلع نشده بود حقتعالى ما را پنهان داخل بهشت كرد و كلينى از حضرت امام موسى عليه السّلام روايت كرده است كه پدرم گفت در بهشت نهرى هست كه آن را جعفر ميگويند و در كنارش در جانب راست در سفيدى هست كه در آن هزار قصر است و در هر قصرى هزار قصر است از براى محمد و آل محمد و در جانب چپش در زردى هست كه در آن هزار قصر است و در هر قصرى هزار قصر است از براى ابراهيم و آل ابراهيم و ايضا بسند كالصحيح روايت كرده است از جلى كه گفت پرسيدم از حضرت صادق عليه السّلام از تفسير قول حق تعالى
فِيهِنَّ خَيْراتٌ حِسانٌ
فرمود كه اينها زنان شيعهء صالحه‌اند گفتم
حُورٌ مَقْصُوراتٌ فِي الْخِيامِ
فرمود حوريان مخدره مستوره‌اند كه در خيمه‌هاى درّ و ياقوت و مرجان ميباشند و هر خيمه چهار در دارد و در هر درى هفتاد دختر نو رسيده ايستاده‌اند كه دربانان ايشانند و بهر روزى كرامتى از خداى عز ذكره بايشان ميرسد تا بشارت دهد خدا بايشان مؤمنان را و ايضا بسندى روايت كرده‌اند كه از آن حضرت پرسيدند كه چه معنى دارد آنكه مردم به يكديگر ميگويند كه خدا جزا دهد ترا جزاى خير حضرت فرمود خير اسم نهرى است در بهشت كه از كوثر جدا مىشود و كوثر از ساق عرش بيرون مىآيد و بر آن نهر است منزلهاى اوصياء و شيعيان ايشان و در دور و كنار آن نهر دختران هست از زمين روئيده‌اند كه هر يك را بكنند ديگرى بجاى آن ميرويد و آن دختران باسم آن نهر مسمى شده‌اند و خيرات حسان ايشانند پس هرگاه شخصى به ديگرى بگويد « جزاك اللّه خيرا » مراد آن منزلها است كه خدا مهيا كرده است آنها را از براى برگزيده‌هاى خلق خود و فرات بن ابراهيم از سلمان فارسى روايت كرده است كه حضرت امير المؤمنين از رسول خدا سؤال كردند از صفت قصرهاى خدا كه بشهدا كرامت ميفرمايد حضرت فرمود كه يا على بناى اين قصرها خشتى از نقره است و خشتى از طلا و در ميان خشت‌ها مشك و عنبر است و ريگشان از مرواريد و در و ياقوت است و خاكشان زعفرانست و پله‌هاى آن از