تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧
كافور است و در صحن هر قصرى از اين قصرها كه خدا بشهدا كرامت فرمايد چهار نهر است نهرى از عسل و نهرى از شراب و نهرى از شير و نهرى از آب و نهرها محفوفند بدرخت‌ها از مرجان و بر دو طرف هر نهرى از نهرها خيمه‌ها هست از يك قطعه درّ سفيدى كه در آن درزى و فصلى نيست حق تعالى گفته است باشيد بهم رسيده‌اند و از اندرونشان بيرون و از بيرونشان اندرون مينمايد و در هر خيمهء كرسى باشد كه دانه نشان كرده باشند بياقوت و پايه‌هايش زبرجد سبز باشد و بر كرسى يكى از حور العين نشسته باشد و بر هر حوريه هفتاد حله سبز و هفتاد حله زرد بوده باشد و مغز ساقهايش از زير استخوان و پوست و زير جامه‌ها چنان نمايد كه شراب صافى در شيشه سفيد و هر حورى هفتاد گيسو داشته باشد هر گيسوئى بدست كنيزى و در دست ديگر مجمره داشته باشد كه آن گيسو را به آن بخور كند و از آن مجمره بخار خوشبو ساطع شود بىنار و ليكن بقدرت خداوند جبار و ابن بابويه در ثواب تهليلات دههء ذيحجه روايت كرده است كه هر كه هر روز ده مرتبه اين تهليلات را بخواند حقتعالى عطا كند او را بهر تهليلى درجهء در بهشت از مرواريد و ياقوت كه ما بين هر دو درجه به قدر سيصد سال راه باشد برفتار سوار تندرو و در هر درجه شهرى و در آن شهر قصورى باشد از يك جوهر كه در آن فصلى نباشد و در هر شهرى از آن شهرها از خانه‌ها و قصرها و غرفه‌ها و حجره‌ها و فرشها و زنان و كرسيها و تختها و حوريان و متكاها و مسندها و خانه‌ها و خدمتكاران و انهار و اشجار و زيورها و حله‌ها آن قدر باشد كه مخلوقى وصف آنها نتواند كرد و چون از قبر بيرون آيد از هر موى او نورى ساطع باشد و مبادرت كنند او را هفتاد هزار ملك كه روند از پيش او و از جانب راست و از جانب چپ او تا منتهى شود بدر بهشت چون داخل بهشت شود ملائكه از عقب او روند و او در پيش ايشان رود تا بشهرى رسند كه بيرونش ياقوت سرخ باشد و اندرونش زبرجد سبز و در آن آنچه از اصناف خدا خلق كرده است در بهشت بوده باشد و چون منتهى شود بسوى آن شهر گويند اى ولى خدا ميدانى اين چيست گويد نه شما كيستيد گويند كه ما ملكى چنديم كه در نزد تو حاضر بوديم در دنيا در روزى كه آن تهليلات را ميخواندى و اين شهر و آنچه در آن هست ثواب تست بر آن تهليلات . و شيخ در تهذيب و سيد در اقبال بسند معتبر از ابن ابى نصر روايت كرده‌اند كه گفت روزى در خدمت حضرت امام رضا عليه السّلام بوديم در فضيلت روز غدير مذكور شد بعضى از حاضران انكار كردند حضرت فرمود خبر داد مرا پدرم از پدرش كه روز غدير در آسمان مشهورتر است از زمين و بدرستى كه خدا را در فردوس اعلى قصرى هست كه يك خشت آن از طلا و يك خشت آن از نقره و