احاطه كرده است از سفيدى و لقاء و ضياء دندانهاى او بود پس ولى خدا فرمود كه رخصت دهيد او را كه فرود آيد بسوى من پس مبادرت كند بسوى او هزار غلام و هزار كنيز براى آنكه او را بشارت دهند كه ولى خدا تو را خواسته پس از خيمهء خود به زير آيد و هفتاد حله پوشيده باشد برنگهاى مختلف بافته به طلا و نقره و مكلل بمرواريد و ياقوت زبرجد و معطر گردانيده بمشك و مغز ساق پاى او از زير هفتاد حله نمايان باشد و طول قامتش هفتاد ذراع باشد و عرض ما بين دوشهاى او ده ذرع و چون نزديك شود بولى خدا استقبال نمايند خدمتكاران او را با طبقهاى طلا و نقره مملو از مرواريد و ياقوت و زبرجد و بر او نثار كنند پس سالها با يكديگر معانقه كنند كه هيچيك را ملال حاصل نشود پس حضرت امام محمد باقر عليه السّلام فرمود كه
بهشتها كه در قرآن مذكور است جنت عدن است و جنت الفردوس و جنت نعيم و جنت المأوى و خدا را بهشتهاى ديگر هست كه محفوفاند به اين بهشتها از براى مؤمن مىباشد از بهشتها آنچه دوست دارد و خواهش نمايد و تنعم كند در آنها بهر نحو كه خواهد و هرگاه اراده كند مؤمن چيزى را طلبش آنست كه بگويد
سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ
چون اين را بگويد مبادرت كنند بسوى او آنچه خواهد بىآنكه طلب كند از ايشان يا امر به آن كند و اشاره باينست آنچه حق تعالى فرموده است
دَعْواهُمْ فِيها سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ وَ تَحِيَّتُهُمْ فِيها سَلامٌ
يعنى تحيت خدمتكاران نسبت بايشان سلام است كه بر ايشان ميكنند
وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
فرمود كه يعنى هرگاه از لذت خود فارغ ميشوند از جماع كردن و خوردن و آشاميدن و شكر ميكنند خدا را و ميگويند
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
اما قول حقتعالى
أُولئِكَ لَهُمْ رِزْقٌ مَعْلُومٌ
يعنى خدمتكاران ميدانند آنچه ايشان ميخواهند و مىآورند از براى دوستان خدا پيش از آنكه ايشان سؤال كنند
فَواكِهُ وَ هُمْ مُكْرَمُونَ
يعنى هيچ چيز در بهشت خواهش نميكنند مگر آنكه ايشان را اكرام ميكنند به آن و ابن بابويه در خصال بطريق مخالفين از جابر روايت كرده است كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كه بر در بهشت نوشته است پيش از آنكه خدا خلق كند آسمانها و زمين را به دو هزار سال لا إله الا اللّه محمد رسول اللّه على اخو رسول اللّه و ايضا از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود كه چون حقتعالى بهشت را خلق كرد خشتى از آن را از طلا و خشتى از آن را از نقره قرار داد و ديوارهايش را از ياقوت گردانيد و سقفش را از زبرجد و سنگ ريزهاش از مرواريد و خاكش زعفران و مشك ناب پس به او گفت سخن بگو گفت خداوندى بجز تو نيست و زندهء كه هرگز تو را مرگ نيست و قيومى كه همه چيز به تو قائم