تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 501

مساهمون:

ص٥٠١
حق تعالى
وَ الْمَلائِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِمْ مِنْ كُلِّ بابٍ
يعنى ملائكه داخل ميشوند از هر درى از درهاى غرفه و ميگويند
سَلامٌ عَلَيْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ
يعنى سلام خدا بر شما باد سلامتى از جميع بلاها از براى شما است بسبب آنچه صبر كرديد در دنيا پس نيكو آخر خانه‌ايست اين خانهء شما حضرت فرمود كه اشاره به اين است قول حقتعالى
وَ إِذا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيماً وَ مُلْكاً كَبِيراً
يعنى اگر ببينى آنجا خواهى ديد نعمت فراوان و پادشاهى بزرگ فرمود كه اين آيه اشاره است به آنچه ولى خدا در آن از كرامت و نعيم و پادشاهى عظيم كه ملائكهء رسولان خدا رخصت مىطلبند از او و بىرخصت داخل نمىشوند در بهشت و غرفهء او و فرمود كه نهرها جارى مىشود از زير قصرهاى ايشان و ميوه‌ها نزديك است بايشان حق تعالى فرموده است
وَ دانِيَةً عَلَيْهِمْ ظِلالُها وَ ذُلِّلَتْ قُطُوفُها تَذْلِيلًا
يعنى نزديك باشد بايشان سايهء درختان آن بهشت‌ها و آسان كرده باشد چيدن ميوهء آن درخت‌ها را آسان‌كردنى چنان كه گفته‌اند كه اگر برخيزد درخت‌ها بلند شوند به قدر قامت او و اگر بنشيند شاخها سر به زير آورند تا دستش به آنها برسد و اگر بخواهد فروتر آيد . حضرت فرمود كه چنان آسان مىشود چيدن ميوه‌ها بر ايشان كه از بسكه آسان و نزديك باشد بايشان مؤمن هر نوع از ميوه‌ها كه خواهش كند به دهان خود بچيند در وقتى كه تكيه كرده باشد و انواع ميوه‌ها به او خطاب كنند كه اى ولى خدا مرا بخور پيش از آنكه او را بخورى و فرمود كه هيچ مؤمنى نيست مگر آنكه او را جنت‌هاى بسيار است بعضى داربست كرده و بعضى داربست نكرده و نهرها دارد از شراب و نهرها از آب و نهر از شير و نهرها از عسل و چون ولى خدا طعام چاشت طلبد آنچه نفس او در آن وقت خواهش مىكند براى او حاضر ميسازند بدون آنكه خواهش خود را ذكر كند پس خلوت مىكند با برادران خود بديدن يكديگر ميروند و تنعم ميكنند
وَ ظِلٍّ مَمْدُودٍ
يعنى در هوائى مانند طلوع آفتاب و از آن نيكوتر و بهتر و اقلا هر مؤمنى هفتاد زوجه از حوريان دارد و چهار زن از آدميان و مؤمن يك ساعت با حوريه مىباشد و يك ساعت با آدميه و يك ساعت با خود خلوت مىكند بر تخت‌هاى خود تكيه كرده و نظر مىكند بر يكديگر و گاهى تكيه بر تخت خود كرده باشد شعاعى از نور او را فروگيرد گويد بخدمتكاران خود كه اين چه شعاع بود كه مرا گرفت شايد جناب مقدس الهى متوجه من گرديده است و اين شعاع از انوار جلال او باشد خدمتكاران به او گويند كه جناب حقتعالى از آن مقدس‌تر است كه اين انوار شبيه بانوار او باشد بلكه اين نور از حوريه ايست از زنان تو كه هنوز بنزد تو نيامده است مشرف شد بر تو از خيمه خود از روى اشتياق به تو و محبت ملاقات تو بر او غالب شده است چون تو را ديد كه بر تخت خود تكيه كرده‌اى تبسمى كرد بسوى تو از شوق تو و آن شعاعى كه تو ديدى و نورى كه به تو
حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 501 | العلامة المجلسي