صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بشما رسالت و كتاب و حكمت و علم مرا و تعليم شما نمود اينها را پس شهادت دهند از براى آن حضرت كه تبليغ رسالت و حكمت و علم نمود پس خداوند جليل فرمايد كه آيا بعد از خود در ميان امت خود كسى را خليفه و جانشين خود گردانيدى كه در ميان ايشان بحكمت و علم من قيام نمايد و تفسير كند از براى ايشان كتاب مرا و بيان كند امورى را كه در آنها اختلاف نكنند بعد از تو و حجت و خليفهء من باشد در زمين پس محمد گويد بلى اى پروردگار من خليفه كردم در ميان ايشان على بن أبي طالب عليه السّلام را كه برادر من و وصى من و وزير من بود و بهترين امت من بود و نصب كردم او را از براى ايشان در حيات خود كه نشانهء راه هدايت باشد و ايشان را دعوت كردم باطاعت او و او را خليفه گردانيدم در امت خود كه امام و پيشواى ايشان باشد و پيروى او بكنند امت تا روز قيامت پس على بن أبي طالب را بطلبند و از او پرسند كه آيا محمد وصيت كرد بسوى تو و ترا خليفه نمود در امت خود و تو را نصب كرد در حيات خود كه ايشان را نشانهء راه هدايت باشى و آيا بعد از او قائم مقام او گرديدى حضرت گويد بلى اى پروردگار من محمد وصيت نمود بسوى من و مرا خليفه گردانيد در امت خود و چون محمد را بسوى خود بردى انكار من كردند امت او و مكر كردند با من و مرا ضعيف گردانيدند و نزديك شد كه مرا بكشند و مقدم داشتند بر من
كسى را كه مؤخر گردانيده بودى و مؤخر گردانيدند كسى را كه مقدم گردانيده بودى و سخن مرا نشنيدند و اطاعت من نكردند پس قتال كردم با ايشان بفرمودهء تو تا آنكه مرا كشتند پس با على گويد كه آيا بعد از خود در امت محمد حجتى و خليفهاى در زمين گذاشتى كه دعوت كند بندگان مرا بسوى دين من و راه رضاى من على گويد اى پروردگار من در ميان ايشان گذاشتم حسن پسر خود را و پسر دختر پيغمبر تو را پس حضرت امام حسن عليه السّلام را بطلبند و همان سؤال كه از على بن أبي طالب عليه السّلام كردند از او بكنند و همچنين هر امامى بعد از امامى را بطلبند و حجت او را بر اهل زمان خود تمام كند پس حقتعالى عذر ايشان را قبول نمايد و اجازه حجت ايشان بكند در اين وقت حقتعالى فرمايد كه اين روزى است كه نفع ميبخشد راستگويان را راستى ايشان .
و كلينى بسند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه چون روز قيامت شود خداوند عالم همه خلايق را جمع كند اول كسى را كه بطلبند حضرت نوح باشد پس از او بپرسند كه آيا تبليغ رسالت كردى گويد بلى گويند كى گواهى ميدهد از براى تو گويد محمد بن عبد اللّه پس نوح بيرون آيد و پا بر سر مردم گذارد تا بيايد بنزد محمد و او بر روى تلى باشد از مشك و على با او باشد و اين است معنى قول حقتعالى
فَلَمَّا رَأَوْهُ زُلْفَةً سِيئَتْ وُجُوهُ الَّذِينَ كَفَرُوا
يعنى چون ببينند او را صاحب قرب و منزلت نزد حقتعالى بد و متغير گردد روهاى كافران پس نوح گويد يا محمد