ميكنند بسبب آن مظلمه با عذابى كه بسبب كفر دارد به قدر آنچه از مظلمه مسلمانان نزد او هست پس آن مرد پرسيد كه اگر مظلمهاى از مسلمانى نزد مسلمانى باشد چگونه مظلمه را از مسلمانان ميگيرند فرمود از حسنات ظالم به قدر حق مظلوم ميگيرند و مىافزايند بر حسنات مظلوم پرسيد كه اگر ظالم حسنات نداشته باشد چه ميكنند فرمود از گناه مظلوم به قدر آن ميگيرند و بر گناهان ظالم مىافزايند و در علل الشرايع منقول است كه در روز قيامت صاحب قرض مىآيد و شكايت مىكند اگر آن قرض دار حسنات دارد از براى صاحب قرض ميگيرند و اگر حسنه ندارد گناهان صاحب قرض را بر او گذارند .
مؤلف گويد كه از اخبار و آيات معلوم مىشود كه حقيت اصل حساب و سؤال در قيامت معلوم است و خصوصيات آنها كه از كى حساب و سؤال ميكنند و كى را بىحساب ببهشت يا جهنم مىبرند معلوم نيست و ايضا معلوم نيست كه از چه چيز سؤال ميكنند و حساب مينمايند جمعى را اعتقاد آنست كه از جميع اموال و نعمتهاى دنيا سؤال ميكنند چنانچه در احاديث عامه و خاصه وارد شده است كه از براى حلال دنيا حسابست و از براى حرامش عقابست و در احاديث
سابقه گذشت كه مؤمن را بر نعمتهاى دنيا حساب نيست .
و در بعضى احاديث گذشت كه در مأكول و ملبوس و منكوح حساب نميباشد و در ثواب بسيارى از اعمال وارد شده است كه مىشود عامل آن بىحساب داخل بهشت شود و آنچه در باب بىحساب ببهشت رفتن جمعى وارد شده است مخصص عمومات خواهد بود و حساب نسبت به غير ايشان به عمل خواهد آمد و جمع ميان احاديث ديگر به دو وجه ميتوان كرد :
اول آنكه حساب نكردن نعمتهاى دنيا نسبت بمؤمنان باشد و حساب كردن نسبت به غير ايشان .
دويم آنكه حساب نكردن در امور ضروريه باشد مانند آنسه چيز كه مذكور شد و حساب كردن در غير امور ضروريه باشد مانند اسراف و تبذير و صرف در محرمات و كسب كردن از وجوه غير مشروعه يا زياده از قدر ضرورت جمع كردن و عمر را در تحصيل آن ضايع كردن و بدان كه احاديث مختلف است در باب عريان محشور شدن و پوشيده مبعوث شدن و در بعضى وارد شده است كه عريان محشور ميشوند چنانچه حديث فاطمه بنت اسد بر آن دلالت داشت و در احاديث معتبره منقولست كه نيكو كنيد كفنهاى مردههاى خود را كه به آنها محشور خواهند شد و ممكنست كه اول در باب غير مؤمنان مطلق يا غير مؤمنان كامل باشد و ثانى در باب مؤمنان يا كامل
حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 455
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤٥٥