صاحب كشاف روايت كرده است كه اب را از او پرسيدند گفت كدام زمين مرا بر ميدارد و كدام آسمان بر من سايه مىافكند اگر ندانسته در كتاب خدا سخن گويم ( سيم ) آن كه دزدى را گفت بعوض دست راست او دست چپش را بريدند و فخر رازى گفته است كه بريدن دست چپ در مرتبهء اول خلاف اجماع مسلمانانست ( چهارم ) زنى ميراث خود را از فرزندزادهء خود خواست گفت در كلام خدا و رسول از براى جده نصيبى نمييابم پس مغيره و محمد بن سلمه شهادت دادند كه رسول خدا بجده سدس داد او بسدس حكم كرد ( پنجم ) آنكه فجاء سلمى كه اطاعت نكرد به آتش سوزانيد با آنكه او توبه كرد و بعضى گفتهاند در ميان آتش شهادتين بآواز بلند ميگفت تا سوخت و قبول توبه نكردن و به آتش عذاب كردن هر دو بدعت بود در دين خدا و صاحب مواقف نيز نقل كرده است كه او دعوى اسلام كرد و عذرى كه بعضى گفتهاند كه او زنديق بود و بعضى از علماء گفتهاند كه توبهء زنديق مقبول نيست بىوجه است زيرا كه در روايت از او به غير اين نقل نكردهاند كه او غارت كرد جماعتى از مسلمانان را و اين باعث زندقه نميشود و روايت نهى از تعذيب به آتش نزد عامه از روايات صحيحه است و در صحيح بخارى از ابو هريره و ابن عباس روايت كرده است و ابن ابى الحديد نيز روايت كرده است .
طعن نهم آنكه چون آثار موت در خود مشاهده كرد و وبالى كه در ايام خلافت تحصيل كرده بود از براى عذاب خود كه توقع داشت ناقص دانست خواست و بال شنايع اعمال عمر را به آن ضم كند و ايضا خواست وفا كند به آن عهدى كه با عمر كرده بود و باز ميدانست كه به غير عمر كسى مانع عود حق بامير المؤمنين عليه السّلام نميتواند شد عزم كرد كه بعد از خود عمر را براى خلافت تعيين كند ابن ابى الحديد روايت كرده است كه در وقت جان كندن أبو بكر عثمان را طلبيد و گفت وصيت مرا بنويس
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
اين عهديست كه عبد اللَّه بن عثمان بسوى مسلمانان مىكند اما بعد اين را گفت و بيهوش شد عثمان نوشت كه بتحقيق كه خليفه كردم بر
شما پسر خطاب را چون أبو بكر به هوش آمد گفت بخوان چون خواند أبو بكر گفت اللَّه اكبر ترسيدى كه اگر من در اين غش بميرم مردم اختلاف كنند در باب خلافت عثمان گفت بلى أبو بكر گفت خدا تو را جزاى خير دهد از اسلام و اهل اسلام پس عهد را تمام كرد و امر كرد او را كه بر مردم بخواند پس وصيتها كرد عمر را پس طلحه داخل شد و گفت از خدا بترس و عمر را بر مردم مسلط مگردان أبو بكر گفت مرا به خدا ميترسانى اگر خدا بپرسد خواهم گفت بهترين امت را بر ايشان خليفه كردم و در اين تعيين خليفه چندين خطا كرده