آسياى اسلام را بگردش آورد و خيرات انام جارى
شد و آتش كفر فرو نشست و نظام دين محكم شد اكنون چرا حيران شدهايد بعد از بيان و مشرك شدهايد بعد از ايمان پس آيهاى را خواند كه مضمونش اين ستكه آيا مقاتله نمىكنيد با گروهى كه نكث عهد كردند و از دين برگشتند و خواستند كه رسول را بيرون كنند و ايشان در اول حال ابتداء قتال با شما كردند آيا مىترسيد از ايشان پس خدا سزاوارتر است به آنكه از او بترسيد اگر ايمان داريد چون ديد كه اين سخنان در آن منافقان اثرى نكرد فرمود كه مىبينم كه بجانب تنعم و راحت ميل كرديد و كسى را كه احق است بخلافت دور كرديد و از شدت برفاهيت مايل گرديدهايد و آنچه از علم دين در گلوى شما كرده بودند از دهان بيرون افكنديد پس اگر كافر شويد شما و هر كه در زمين است خدا بىنياز است از عالميان و مىدانستم كه غدر و مكر خواهيد نمود و مرا يارى نخواهيد كرد و ليكن دردها و المها در سينهء من جمع شده بود اظهار كرده و خواستم حجت بر شما تمام كنم كه در قيامت عذرى نداشته باشيد پس بگيريد و ببريد حق مرا با عار ابدى و غضب خدا و عقاب روز جزا خدا مىداند و مىبيند آنچه ميكنيد و به زودى خواهند دانست آنها كه ستم كردند كه بازگشت ايشان بكجا خواهد بود و من دختر آن كسم كه انذار مينمود شما را از عذاب شديد پس بكنيد آنچه مىخواهيد ما مىكنيم آنچه حق مىدانيم شما منتظر باشيد و ما انتظار مىكشيم روزى را كه حق و باطل ظاهر شود پس أبو بكر گفت اى دختر رسول خدا پدر تو نسبت بمؤمنان مشفق و كريم و مهربان و رحيم بود و بر كافران عذاب اليم و عقاب عظيم بود و او را كه نسبت مىدهيم پدر تو است نه زنان ديگر و برادر شوهر تست نه دوستان ديگر او را اختيار كرد بر هر خويشى و او يارى نمود در هر امر عظيمى دوست نميدارد شما را مگر سعادتمندى و دشمن نميدارد شما را مگر هر بدبختى پس شما عترت پاكيزهء رسوليد و نيكان و برگزيدگان و راهنمايان مائيد بسوى خير و سعادت و جنت و توئى برگزيدهء زنان و دختر بهترين پيغمبران راستگوئى در گفتار خود سبقت دارى بر همه بسبب وفور عقل و كسى تو را از حق خود برنمىگرداند به خدا قسم كه من از رأى رسول خدا تجاوز نكردهام و آنچه كردهام باذن او كردهام و خدا را گواه مىگيرم كه شنيدم از رسول خدا كه گفت ما گروه انبياء ميراث نمىگذاريم نه طلا و نه نقره و نه خانه و نه عقار و نيست ميراث ما مگر كتابها و حكمت و علم پيغمبرى و آنچه طعمهء ما است ولى امر خلافت بعد از ما حكم مىكند در آن به حكم خود و من چنان حكم كردم كه آنچه تو از ما طلب ميكنى صرف اسبان و اسلحه شود كه مسلمانان با كفار قتال كنند و اين را باتفاق مسلمانان كردهام و در اين امر منفرد و تنها نبودهام و اموال و
احوال خود را از
حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 216
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢١٦