تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
حق با او ميرود و ما ميخواهيم برويم و او را از منبر به زير آوريم و آمده‌ايم كه رأى شما را در اين باب بدانيم حضرت فرمود به خدا سوگند كه اگر چنين كنيد بايد با ايشان محاربه كنيد و شما نسبت بايشان از بابت نمكيد در ميان طعام و از بابت سرمه كه در چشم كشند و خواهند آمد بسوى من با شمشيرهاى برهنه مستعد قتال و ايشان بنزد من خواهند آمد كه بيعت كن و الا تو را ميكشم پس بايد من با ايشان قتال كنم و دفع ضرر ايشان از خود بكنم و اين خلاف فرمودهء رسول خداست زيرا كه آن حضرت پيش از وفات خود به من گفت كه به زودى اين امت با تو غدر و مكر خواهند كرد و عهد مرا در باب تو خواهند شكست و تو از من بمنزلهء هارونى از موسى و امت من بعد از من از بابت هارون و اتباع او و سامرى و اتباع او خواهند بود من گفتم يا رسول اللَّه هرگاه چنين شود چكنم فرمود اگر ياورانى بيابى مبادرت كن و جهاد كن و اگر ياورى نيابى دست بازدار و خون خود را حفظ كن تا مظلوم بنزد من آئى و چون حضرت رسول ( ص ) بملاء اعلى ملحق شد و مشغول تغسيل و تكفين او شدم پس سوگند خوردم كه ردا بر دوش نگيرم مگر براى نماز تا قرآن را جمع كنم و كردم پس دست حسنين را گرفتم و گرديدم بخانه‌هاى اهل بدر و آنها كه در راه دين كارها كرده بودند و سوگند دادم ايشان را كه رعايت حق من بكنند و خواندم ايشان را بياورى خود و اجابت من نكردند از ايشان مگر چهار نفر سلمان و ابو ذر و مقداد و عمار پس از خدا بترسيد و ساكت باشيد از براى آنچه ميدانيد از كينه‌هائى كه در سينه‌هاى اين جماعت هست و بغض و عداوتى كه ايشان دارند نسبت به خدا و رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و اهل بيت او اما همه با هم برويد بنزد اين مرد و ظاهر كنيد بر او آنچه از حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم شنيده‌ايد در حق من و ايشان تا حجت بر او تمام‌تر شود و او را عذرى نماند و حال ايشان نزد حضرت رسالت ( ص ) در وقتى كه او را ملاقات ميكنند بدتر باشد پس در روز جمعه كه آن شقى بر منبر نبى صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بالا رفت همه بر دور منبر او جمع شدند و اول كسى كه از مهاجران سخن گفت خالد بن سعيد بود چون اعتماد بر اعانت بنى اميه داشت و گفت از خدا بترس اى أبو بكر ميدانى كه رسول خدا ( ص ) در روز بنى قريظه گفت اى گروه مهاجران و انصار من شما را وصيتى ميكنم حفظ نمائيد بدرستى كه على عليه السّلام امير المؤمنين است بعد از من و خليفهء منست در ميان شما به اين وصيت كرده است مرا پروردگار من و اگر حفظ نكنيد در حق او وصيت مرا و معاونت و يارى او ننمائيد مختلف خواهيد شد در احكام خود و مضطرب مىشود بر شما امر دين شما و بدان شما والى شما خواهند شد بدرستى كه اهل بيت من وارثان امر منند و عمل كنندگان بامر امت منند بعد از من خداوندا هر كه اطاعت ايشان بكند از امت و حفظ كند در