تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
سلمان گفت چون حضرت را به مسجد آوردند و ريسمان در گردنش بود ميكشيدند رو بجانب قبر حضرت رسول كرد و گفت
ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَ كادُوا يَقْتُلُونَنِي
يعنى اى برادر قوم مرا ضعيف كردند و نزديك شد كه مرا بكشند و اين خطابيست كه هارون بموسى گفت از براى پرستيدن قوم او گوساله را پس زبير را گفتند بيعت كن او ابا كرد و عمر و خالد و مغيره شمشير را از دست او گرفتند و شكستند و او را كشيدند تا بجبر بيعت كرد سلمان گفت پس مرا گرفتند و گردن مرا فشردند تا سلعه در گردن من بهم‌رسيد و بجبر بيعت كردم پس ابو ذر و مقداد را بجبر و اكراه بيعت فرمودند و امير المؤمنين و ما چهار نفر بجبر بيعت كرديم و شدت و امتناع زبير از ما همه بيشتر بود و چون بيعت كرد گفت اى پسر صهاك به خدا سوگند كه اگر اين طاغيان نبودند كه تو را اعانت كردند تو نميتوانستى مرا جبر كنى در وقتى كه شمشير در دست من باشد من جبن تو و نامردى تو را خوب ميدانم و ليكن طاغى چند تو را اعانت كردند كه به قوت ايشان حمله ميكنى پس عمر در غضب شد و گفت تو صهاك را نام ميبرى زبير گفت صهاك كسيست كه من نام او را نتوانم برد صهاك كنيز حبشى بود از جدم عبد المطلب و او زناكار بود و زنا كرد با او جد تو نفيل پس خطاب پدر تو از او بهم رسيد و بعد از آنكه آن ولد الزنا از او بهم رسيد عبد المطلب صهاك را بجد تو بخشيد و پدر تو غلام جد ما است پس أبو بكر ميان ايشان اصلاح كرد و دست از يكديگر برداشتند سليم گفت من بسلمان گفتم تو با أبو بكر بيعت كردى و هيچ نگفتى سلمان گفت بعد از بيعت گفتم هلاك شديد و ملعون شديد تا قيامت آيا ميدانيد چه كرديد با خود سنت كافران پيش از خود را اختيار كرديد و افتراق و اختلاف در ميان اين امت انداختيد و دست از سنت پيغمبر خود برداشتيد تا آنكه خلافت را از معدنش بيرون كرديد عمر گفت حالا كه تو و امامت بيعت كرديد هر چه خواهيد بگوئيد من گفتم شنيدم از رسول خدا كه ميگفت بر تو و صاحب أبو بكر كه با او بيعت كردى مثل گناهان جميع امت است تا روز قيامت و مثل عذاب جميع امت است عمر گفت هر چه ميخواهى بگو امامت بيعت كرد و ديده‌ات روشن نشد به آنكه خلافت به او برسد من گفتم گواهى مىدهم كه در بعضى از كتابهاى خدا خوانده‌ام كه يك در از درهاى جهنم بنام تو و نسب تو و صفت تست گفت آنچه خواهى بگو خدا دور كرد خلافت را از اهل بيتى كه شما ايشان را خدايان گرفته بوديد به غير از خدا من گفتم گواهى مىدهم كه از حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم شنيدم در تفسير اين آيه
فَيَوْمَئِذٍ لا يُعَذِّبُ عَذابَهُ أَحَدٌ وَ لا يُوثِقُ وَثاقَهُ أَحَدٌ
كه اين آيه در شأن تست يعنى عذاب و بند او از همه كفار شديدتر است . پس عمر گفت ساكت شو خدا صدايت را بگيرد اى غلام فرزند زن گنديده پس حضرت امير