تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
برهنه بالاى سر آن حضرت ايستاد و خالد بن وليد و ابو عبيده و سالم و معاذ بن جبل و مغيرة بن شعبه و اسيد بن خضير و بشير بن سعد و ساير منافقان مكمل و مسلح بر دور أبو بكر ايستاده بودند . سليم بن قيس گفت من بسليمان گفتم آيا اين جماعت بىرخصت داخل خانهء حضرت فاطمه شدند گفت آرى و اللَّه مقنعه نيز بر سر نداشت و استغاثه ميكرد يا أبتاه يا رسول اللَّه ميگفت تو ديروز از ميان ما رفتى و أبو بكر و عمر با اهل بيت تو چنين ميكنند و من ديدم كه أبو بكر و آنها كه بر دور او بودند همه گريستند به غير خالد و عمر و مغيره و عمر ميگفت ما را كارى نيست بزنان و رأيهاى ايشان در هيچ امرى چون على را بنزد أبو بكر آوردند فرمود كه به خدا سوگند كه اگر شمشير بدست من ميبود شما بر من دست نمييافتيد و اللَّه كه من ملامت خود نميكنم در آنكه با شما جهاد نكردم اگر آن چهل نفر كه با من بيعت كردند بيعت را نميشكستند من جماعت شما را پراكنده مىكردم و ليكن خدا لعنت كند آنها را كه با من بيعت كردند و بيعت مرا شكستند و چون نظر أبو بكر بر آن حضرت افتاد فرياد زد كه دست از او برداريد حضرت گفت اى أبو بكر چه زود برجستيد بر مخالفت رسول خدا و اذيت اهل بيت او بكدام حق و بكدام منزلت مردم را ببيعت خود ميخوانى تو ديروز بامر خدا و رسول خدا با من بيعت نكردى ؟ عمر گفت اين سخنان را بگذار دست از تو بر نميداريم تا بيعت نكنى فرمود اگر نكنم چه خواهيد كرد گفت خواهيم كشت تو را بمذلت و خوارى حضرت فرمود پس كشته خواهيد بود بندهء خالص خدا و برادر رسول او را أبو بكر گفت بلى و بروايت عباس عمر گفت كه بندهء خدا را قبول داريم اما برادر رسول خدا را قبول نداريم حضرت فرمود كه انكار ميكنيد كه رسول خدا مرا برادر خود گردانيد گفتند بلى پس حضرت فرمود بصحابه كه اى گروه مهاجران و انصار شما را به خدا قسم مىدهم كه نشنيده‌ايد از رسول خدا در روز غدير كه درحق من چه گفت و در غزوهء تبوك چه گفت پس آنچه حضرت رسول علانيه درحق او گفته بود همه را ذكر كرد ايشان همه گفتند كه ما اينها را شنيديم چون أبو بكر ترسيد كه مردم او را يارى كنند خود مبادرت كرد و گفت آنچه گفتى حقست و ما همه اينها را شنيديم بگوشهاى خود و در خاطر داريم اما شنيديم از رسول خدا كه بعد از آنها گفت كه ما اهل بيت را خدا برگزيده است و گرامى داشته است و از براى ما اختيار كرده است آخرت را بر دنيا و خلافت و پيغمبرى را هر دو در ما جمع نكرده است على عليه السّلام گفت آيا كسى هست كه با تو اين گواهى را بدهد عمر گفت راست گفت خليفهء رسول اللَّه من نيز شنيدم پس ابو عبيده و سالم مولاى حذيفه و معاذ بن جبل نيز شهادت دادند حضرت فرمود كه وفا كرديد شما پنج نفر به آن صحيفه‌اى كه در ميان خانه كعبه نوشتيد كه اگر محمد كشته شود يا بميرد نگذاريم كه خلافت باهل بيت او رسد و اين حديث را وضع كرديد أبو بكر