استشهاد مىكند به اين آيه كه صريح است در آنكه با وجود اعلم امامت غير اعلم جايز نيست و مع ذلك آنها را خليفه ميداند و در بيست و پنج سال آن حضرت
را رعايت آنها ميدادند و آنها را نسبت به او امام واجب الاطاعه ميداند
إِنَّ هذا لَشَيْءٌ عُجابٌ
و بدان كه احاديثى كه در اين فصل و فصول سابقه ايراد نموديم مخالفان نميتوانند انكار صحت آنها كرد زيرا كه آنچه از شش صحيح ايشان نقل كردهايم متفق عليه است و انكار صحت آنها نميتوانند كرد و آنچه از ساير كتب ايشان نقل شده از كتب مشهورهء اكابر علماء ايشان نقل كردهايم مانند مسند احمد بن حنبل كه مؤلف آن از ائمهء اربعهء ايشانست كه يكى از چهار مذهب ايشان به او منتهى مىشود و كتب حافظ ابو نعيم است كه همه توثيق او كردهاند و كتب او را معتبر ميدانند و تفسير ثعلبى كه از مفسرين مشهورهء ايشانست و در همهء تفاسير از او نقل ميكنند و ساير كتبى كه از آنها نقل كردهايم از كتب مشهورهء ايشانست و اكثر فضل و اعتبار ايشان نزد عامه زياده از مؤلفين صحاح ايشانست و چون آن شش نفر تعصب ايشان زياده از ديگران است آنها را معتبر شمردهاند و احاديثى كه ما بر ايشان حجت ميكنيم همه متفق عليه است كه علماى ما و ايشان همه روايت كردهاند و آنچه آنها در برابر مىآورند حديث موضوعى چند است كه مطلقا در كتب ما اثرى از آن نيست و آثار وضع بر آنها ظاهر است و كسى كه استشمام رايحهء از انصاف كرده باشد ميداند كه اكثر احاديثى كه در اين مقام نقل كرده شده و اكابر علماى ايشان حكم به صحت آنها كردهاند صريح است در امامت زيرا كه امامت در عرف حديث و قرآن صريح است در خلافت و رياست كبرى و كسى كه عديل نفس رسول باشد رعيت غير نميباشد و حديث ابتلاء صريح است در امامت و غصب خلافت در چندين موضع و كسى كه متصف بصفات مشهورهء انبياء باشد و همه در تحت لواى او باشند و درجهاش ميان رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و ابراهيم عليه السّلام باشد رعيت هر شقى لئيم كه چند منافق با او بيعت كرده باشند نميباشد و حديث وصيت نزد منصف عارف بلغت و مصطلحات اكثر فقرات آن دلالت بر امامت مىكند خصوصا امام المتقين و سيد المسلمين و يعسوب المؤمنين و خاتم الوصيين زيرا كه معلوم است كه مراد از وصايت نيابت پيغمبر است و رياست امور امت و هدايت ايشان چنان كه وصيت انبياى ديگر اين معنى داشته و الا آن حضرت طفلى نداشت كه وصى براى او تعيين نمايد و مالى نداشت كه در آن وصيت كند خصوصا بنا بر طريق عامه كه ميگويند كه آن حضرت ميراث ندارد و احاديث وصايت آن حضرت متواتر است و ابن ابى الحديد از اكثر صحابه اشعار بسيار نقل كرده است كه متضمن وصايت است و ايضا آخر حديث صريح است در امامت زيرا كه اداء رسالت از جانب رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم صوت او را بايشان شنوانيدن يعنى آنچه از او شنواند باعتبار عصمت