وعده داده بود فتح مكه شد و مردم در دين خدا فوج فوج داخل شدند بدرستى كه هيچ كس از تو سزاوارتر نيست بمقام من براى تقدمى كه در اسلام بر همه دارى و قرابتى كه با من دارى و داماد منى و نزد تست بهترين زنان عالميان و پيش از اين بر من ثابت است نعمتهاى
ابو طالب و حقوق او در وقتى كه قرآن نازل شد و من حريصم و بسيار ميخواهيم كه رعايت حقوق او در حق اولادش بكنم پس ابن ابى الحديد بعد از آنكه اين احاديث را نقل كرده است گفته است من اين اخبار را در اين موضع از براى اين نقل كردم كه بسيارى از آن جماعت كه منحرفند از آن حضرت چون ميبينند كه حضرت امير عليه السّلام از براى تحدث بنعمتهاى خدا بر خود در خطبهها فضائل و كمالات خود را ذكر مىكند آن حضرت را نسبت به تكبر و فخر مىدهند و بعضى از صحابه نيز بيشتر اين را ميگفتهاند چنانچه بعمر ميگفتند كه امارت لشكر و جنگ را به على عليه السّلام بگذار گفت او تكبرش زياده از آنست كه اين را قبول كند و زيد بن ثابت ميگفت ما متكبرتر از على و اسامه نديدهايم لهذا ما آن احاديث را ايراد كرديم تا بدانند كه كسى كه اين منزلت نزد حضرت رسالت داشته باشد و آن حضرت در شأن او اينها را گفته باشد اگر به آسمان بالا رود و با ملائكه و انبياء مفاخرت كند سزاوار است و ملامتش نبايد كرد با آنكه آن حضرت هرگز در گفتار و كردارش اظهار تكبر ننمود و لطف و كرم و خلق و تواضعش از همه بيشتر بود تا آنكه دشمنانش او را به دعا و مزاح مذمت ميكردند و گاهى كه اين نوع سخنان از آن حضرت صادر ميشد از باب جوشى بود كه سينهء پردردش از طلاطم امواج هموم ميزد بضرورت اظهار مينمود و آه سردى بود كه از دل پردرد ميكشيد و شكايتى بود كه از عدم مساعدت روزگار مينمود يا شكر نعمتهاى الهى بود كه به او عطا فرموده بود و تنبيهى بود غافلان را كه اقرار بفضل او نداشتند و از باب امر بمعروف و نهى از منكر بر او واجب بود كه قدرى از فضائل خود را ظاهر گرداند كه مردم اعتقاد باطل در حق او نكنند و ديگران را در فضيلت بر او تقديم ندهند و حقتعالى نهى كرده است از اين رو گفته است
أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ
تا اينجا ترجمهء كلام ابن ابى الحديد بود .
مؤلف گويد كه حقتعالى چشم و گوش و دل مخالفان را ميبندد و حق را بر زبان ايشان جارى مىكند تا حجت شيعه باشد بر ايشان و بسيار غريبست كه اين مرد با آن فضيلت اين احاديث را نقل كند و تصديق صحت آنها مىكند و قبول مىكند كه از صد يك اين فضائل در حق ديگران وارد نشده است و اقرار افضليت آن حضرت از همه جهات مىكند و اعتراف بمظلوميت آن حضرت مىكند و بر آن حضرت واجب مىداند كه بر سبيل نهى از منكر اظهار فضل خود و نقص آنها بكند و