موسى فرستاده است كه او بر شما غالب خواهد شد و بروايت ثعلبى و ديگران حضرت خلافت پناه علم نصرت شيم را گرفت و حلهء ارغوانى پوشيده بود چون بپاى قلعهء خيبر آمد مرحب به عادت روزهاى گذشته از قلعه بيرون آمد و خود مطلائى بر سر گذاشته بود و سنگ بزرگى را سوراخ كرده بر بالاى خود بر سر گذاشته بود و رجزى ميخواند
و حضرت امير المؤمنين عليه السّلام شروع برجز كرد و پيش رفت و دو ضربت در ميان ايشان زد شد پس حضرت ضربتى بر سر او فرود آورد كه سنك و خود و سر آن مردود را بدونيم كرد و شمشير بر دندانهاى او نشست چون يهود اين حالت را مشاهده كردند بقلعه گريختند و در قلعه را بستند و آن دروازهاى بود از يك قطعه سنگ و در ميانش سوراخى بود حضرت دست معجزنما را در آن سوراخ كرد و در را به نحوى حركت داد كه تمام قلعه بلرزيد و در را كند و مانند سپر آن را بر سر دست گرفت و تا صد گام رفت پس آن را از عقب انداخت كه چهل گام دور افتاد و چهل نفر خواستند كه او را حركت دهند نتوانستند حركت داد و آن در از عظمت و سنگينى بمرتبهاى بود كه او را چهل نفر ميبستند و چهل نفر ميگشودند و غرايب معجزات آن ولى خدا در آن غزوه بسيار است كه محدثان و مورخان خاصه و عامه بطرق متعدد روايت كردهاند و فقير بعضى را در كتاب حيوة القلوب ايراد نمودهام و آنچه مشتمل است بر مقصود ما در اين مقام اثبات محبت و محبوبيت خدا و رسولست به آن حضرت و آنكه جمعى كه غاصب خلافت آن حضرت بودند در اين جنگ گريختند و با آن منقصت از روى بيشتر مىباز آرزومند اين منزلت عظمى و منقبت كبرى بودند و جميع اين مراتب را بخارى و مسلم و ترمدى به چند طريق و ابن مغازلى به دوازده طريق و احمد ابن حنبل در مسند بطرق بسيار و ثعلبى به چندين طريق و محمد بن يحيى ازدى و محمد بن جرير طبرى و واقدى و محمد بن اسحاق بيهقى در دلائل النبوه و حافظ ابو نعيم در حليه و اشهبى در كتاب اعتقاد و ديلمى در كتاب فردوس الاخبار بطرق متعدده روايت كردهاند از على عليه السّلام و عمرو عبد اللَّه ابن عمر و سهل بن سعد و سلمة بن اكوع و ابو سعيد خدرى و جابر انصارى و غير ايشان از صحابه و اكثر ايشان ذكر كردهاند كه سابقا علم را به ابو بكر و عمر داد و ايشان گريختند و بعضى عثمان را نيز گفتهاند و اشعار حسان بن ثابت كه در اين واقعه بامر حضرت رسول در مدح آن حضرت گفت مشهور است و همچنانكه اصل غزوه خيبر متواتر است اين خصوصيات نيز متواتر است .
اما استدلال به اين قصه بر امامت و خلافت آن حضرت پس به دو وجه مبين ميتوان نمود كه هيچ عاقل منصف انكار نتواند نمود .
حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 141
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٤١