امير المؤمنين ( ع ) گرفت و ايشان بيعت را بعد از آن حضرت شكستند و برگشتند و متابعت ابى بكر گوساله و عمر سامرى كردند پس متصل شد صداى تلبيه از ما بين مكه و مدينه و چون رسيدند به عرفات جبرئيل نازل شد و گفت يا محمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم خداوند عزيز جليل تو را سلام مىرساند و ميگويد اجل تو نزديك است و عمرت به آخر رسيده است و من تو را تكليف مينمايم بامرى كه چارهاى از آن نيست و البته ضرور است مقدم دار وصيت خود را و آنچه نزد تو هست از علم الهى و ميراث علوم پيغمبران پيش از تو سلاح و تابوت و جميع آنچه نزد تست از علامات و معجزات پيغمبران همه را تسليم كن بوصى خود و خليفهء بعد از خود كه حجت كاملهء منست بر خلق من كه او على ( ع ) است پس او را برپا دار از براى خلق كه نشانهء راه هدايت باشد و تازه كن عهد و پيمان و بيعت او را و به ياد ايشان بياور پيمانى را كه در روز الست از ارواح خلايق گرفته بوديم كه ولايت ولى من و مولاى ايشان و مولاى هر مرد مؤمن و زن مؤمنه است يعنى على ( ع ) زيرا كه هيچ پيغمبرى را از دنيا نبردهام مگر بعد از كامل كردن دين خود و تمام كردن نعمت خود بدوستى دوستان خود و دشمنى دشمنان خود و اين كمال يگانهپرستى منست و تمام نعمت منست بر خلق من كه متابعت كنند و اطاعت نمايند ولى مرا پس امروز كامل ميگردانم از براى شما دين شما را و تمام ميكنم بر شما نعمت خود را و پسنديدم از براى شما دين اسلام را بولى خود و مولاى هر مؤمن و مؤمنه كه او على است بندهء خالص من و وصى پيغمبر من و خليفهء من بعد از او حجت بالغهء من بر خلق من مقرونست طاعت او بطاعت محمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم پيغمبر من و مقرونست طاعت هر دو بطاعت من هر كه على را اطاعت كند مرا اطاعت كرده و هر كه معصيت كند او را مرا معصيت كرده است او را نشانه قرار دادهام ميان من و ميان خلق من هر كه او را بامامت بشناسد مؤمنست و هر كه امامت او را انكار كند كافر است و هر كه در امامت ديگرى را شريك گرداند مشركست و هر كه مرا ملاقات كند با ولايت او داخل بهشت شود و هر كه با عداوت او مرا ملاقات كند داخل جهنم شود پس يا محمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم على را بمردم بشناسان و عهد و پيمان
مرا بر ايشان تازه گردان كه تو را به زودى ميبرم بسوى خود پس آن جناب ترسيد از منافقان كه كفر خود را ظاهر كنند و پراكنده شوند زيرا كه كينههاى ايشان را نسبت بامير المؤمنين ( ع ) ميدانست سؤال كرد از جبرئيل كه خدا او را از شر دشمنان نگاهدارد پس تأخير كرد اظهار امامت آن جناب را تا مسجد خيف باز جبرئيل آمد و تأكيد كرد اما خبر نگاهداشتن از شر ايشان را نياورد چون در ما بين مكه و مدينه بكراع النعيم رسيدند باز جبرئيل آمد و مبالغه كرد آن جناب فرمود اى جبرئيل ميترسم كه تكذيب من كنند و سخن مرا در
حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 116
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١١٦