و در جامع الاصول گفته است كه در روايت ديگر زياد كرده است اين را كه كتاب خدا در آن هدايت و نور هست كه هر كه چنگ زند در آن و عمل كند به آن بر هدايت است و هر كه از آن تجاوز كند گمراهست و در روايت ديگر گفته است كه من در ميان شما دو چيز بزرگ گذاشتهام كتاب خدا كه آن ريسمان خداست هر كه متابعت آن كند بر هدايتست و هر كه ترك كند آن را بر ضلالت و اهل بيت من گفتند كيستند اهل بيت او زنان اويند نه به خدا قسم زن چند گاهى با شوهر مىباشد و طلاقش مىگويند و بخانهء پدرش و قومش ميرود و اهل بيت او خويشان و عصبهء اويند كه حرامست بر ايشان صدقه .
مؤلف گويد كه معنى اهل بيت را سابقا بيان كرديم كه مخصوص آل عبا است و آنچه زيد گفته است از پيش خود گفته است و اعتبارى ندارد يا آنكه متضمن مطلب ما هست زيرا كه خلفاى ثلثه البته خارجند و خويشان آن جناب كسى است كه در آن زمان دعوى امامت نكرد و همه اتفاق بر خلافت آن حضرت داشتند و اگر كسى دعوى كرده باشد قائلان به آن منقرض شدهاند و باتفاق مذهب حق ميبايد در ميان امت باشد تا روز قيامت ثعلبى در تفسير
وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا
روايت كرده است از ابو سعيد خدرى كه گفت شنيدم از رسول خدا كه گفت أيها الناس من ميان شما دو ثقل ميگذارم يعنى دو امر سنگين بزرگ كه خليفهء منند اگر اخذ كنيد به آنها گمراه نشويد بعد از من و هر يكى از آنها بزرگتر است از ديگرى كتاب خداست و آن ريسمانيست كشيده از آسمان بسوى زمين و عترت من اهل بيت منند بدرستى كه از يكديگر جدا نميشوند تا در حوض كوثر بنزد من آيند و ابن مغازلى و ديگران نيز اين مضمون را بسندهاى بسيار روايت كردهاند و در آخرش ذكر كردهاند كه نظر كنيد چگونه خلافت من در حق ايشان مىكنيد و همين مضمون را در صحيح ابى داود و سجستانى و صحيح ترمدى از زيد بن ارقم روايت كردهاند و عبد اللَّه بن احمد بن حنبل در مسند خود روايت كرده است از براء بن غارب كه گفت با رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بوديم در سفرى پس در غدير خم فرود آمديم و ندا كردند در ميان
مردم الصلاة جامعة و ميان دو درخت را براى آن جناب روفتند پس نماز ظهر را ادا كرد پس دست على را گرفت و گفت آيا نميدانيد كه من اولى ام بمؤمنان از جانهاى ايشان گفتند بلى پس گفت آيا نميدانيد كه من اولىام بهر مؤمنى از نفس او گفتند بلى پس دست على را گرفت و گفت هر كه من مولاى اويم على عليه السّلام مولاى اوست پس گفت خداوندا دوستى كن با هر كه با او دوستى كند و دشمنى كن با هر كه با او دشمنى كند پس عمر گفت يا على گوارا باد تو را اى پسر ابو طالب گرديدى مولاى هر مؤمن و مؤمنه