رويش افكندند و حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بر منبر بالا رفت و خطبهاى طولانى در نهايت فصاحت و بلاغت ادا فرمود تا آنكه گفت اقرار ميكنم از براى خدا بر نفس خود به بندگى و گواهى مىدهم از براى او بخداوندى و ادا ميكنم آنچه وحى كرده است خدا بسوى من از ترس آنكه اگر نكنم بلاى عظيمى بر من نازل گردد وحى كرده است خدا بسوى من
يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ
تا آخر آيه پس گفت اى گروه مردم من تقصير نكردم در رسانيدن آنچه خدا بسوى من فرستاده است و بيان ميكنم از براى شما سبب نزول اين آيه را بدرستى كه جبرئيل مكرر بر من نازل شد و امر كرد مرا از جانب خداوند جليل كه بگويم در حضور مردم و اعلام كنم هر سفيد و سياه را كه على بن أبي طالب عليه السّلام برادر منست و خليفهء منست و امام است بعد از من أيها الناس علم من احاطه كرده است بر منافقانى كه ميگويند بزبانهاى خود آنچه نيست در دلهاى ايشان و اين را سهل و آسان مىانگارند و نزد خدا عظيم است و مرا آزار كردند در باب على عليه السّلام آزار بسيار يك مرتبه گفتند او گوش است يعنى هر چه ميگويد او قبول مىكند بسبب آنكه ميديدند كه على هميشه با من است و من پيوسته متوجه اويم تا آنكه حقتعالى فرستاد
وَ مِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ
يعنى از جملهء منافقان جمعى هستند كه آزار پيغمبر مىكنند و ميگويند كه او به حرف مردم است بگو يا محمد او گوش نيكيست از براى شما ايمان مىآورد از براى خدا و ايمان مىآورد از براى مؤمنان پس آن جناب فرمود كه اگر گويندگان را خواهم نام ببرم ميتوانم گفت و بدانيد كه حقتعالى نصب كرده است على عليه السّلام را از براى شما ولى و صاحب اختيار و امامى كه واجب گرديده است اطاعت او بر مهاجر و انصار و تابعان و بر صحرانشينان و شهريان و هر عجمى و عربى و بر آزاد و بنده و بزرگ و كوچك و بر سياه و سفيد و بر هر كه اقرار بيگانگى خداوند دارد پس او حكمش بر همه رواست و گفتارش بر همه نافذ است و امرش جارى است ملعونست
هر كه مخالفت او كند و مرحوم است هر كه تصديق او كند اى گروه مردم تدبر كنيد در قرآن و بفهميد آيات محكمات آن را و عمل كنيد به آنها و تتبع مكنيد متشابهات آن را پس به خدا سوگند كه واضح نميگرداند تفسير قرآن را مگر على عليه السّلام اى گروه مردم بدرستى كه على عليه السّلام و طيبين از ذريهء من كه از صلب او بهم ميرسند ثقل كوچكترند و قرآن ثقل بزرگتر است از هم جدا نميشوند تا در حوض كوثر بنزد من آيند و حلال نيست امارت و پادشاهى مؤمنان از براى احدى بعد از من به غير او پس دست زد و بازوى على را گرفت و بالا برد و يك درجه پائينتر از خود بازداشت مايل بدست راست خود پس دست او را بلند كرد و گفت أيها الناس كيست اولى بر شما بشما از جانهاى شما صحابه گفتند خدا و رسول او پس گفت هر كه من