تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
در ركوع انگشتر خود را به او داد پس آيهء
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ
نازل شد چنانچه در سياق آيات در شأن او گذشت پس حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم اللَّه اكبر گفت و آيه را بر ما خواند و گفت برخيزيد تا ببينيم كه اين صفاتى كه خدا فرموده در كى ظاهر گرديده است چون حضرت رسول ( ص ) داخل مسجد شد سائلى از مسجد بيرون رفت پرسيد از كجا مىآئى گفت از نزد اين مردى كه نماز مىكند اين انگشتر را در ركوع نماز به من داد پس حضرت اللَّه اكبر گفت و بجانب حضرت امير روانه شد و گفت امروز چه كار خير كرده‌اى على عليه السّلام تصدق انگشتر را ذكر كرد حضرت مرتبهء سيم اللَّه اكبر گفت پس منافقان به يكديگر نظر كردند و گفتند دل ما تاب اين نميآورد كه او بر ما مسلط باشد ميرويم و سؤال ميكنيم كه او را به ديگرى بدل كند چون اين سخن را به حضرت رسول اظهار كردند حقتعالى اين آيه را فرستاد
قُلْ ما يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقاءِ نَفْسِي
و مضمون اين آيه بنابراين تفسير آنست كه چون بر ايشان خوانده شود آيات واضحات ما گويند آنها كه اعتقاد بقيامت ندارند بياور قرآنى غير از اين قرآن يا بدل كن ذكر على را از آن بگو يا محمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نميتواند بود از براى من آنكه بدل كنم آن را از پيش خود متابعت نميكنم مگر آنچه وحى كرده است بسوى من بدرستى كه من ميترسم اگر معصيت كنم پروردگار خود را از عذاب روز بزرگ پس جبرئيل آمد و گفت يا محمد تمام كن امر خلافت على را و حضرت فرمود اى جبرئيل آيا شنيدى تدبيرهاى منافقان را در اين باب پس جبرئيل بالا رفت و بروايت غير حذيفه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در منى بر منبر بر آمد و گفت اى گروه مردمان من بعد از خود در ميان شما دو چيز ميگذارم اگر متابعت آنها بكنيد هرگز گمراه نميشويد كتاب خدا و اهل بيت من بدرستى كه خداوند لطيف خبير خبر داد مرا كه اينها از هم جدا نميشوند تا در كوثر بر من وارد شوند مانند اين دو انگشت من و دو سبابهء خود را به يكديگر چسبانيد و هر كه چنگ زند در آنها نجات مىيابد و هر كه مخالفت آنها كند هلاك مىشود أيها الناس آيا من تبليغ رسالت خدا كردم گفتند بلى يا رسول اللَّه فرمود خداوندا گواه باش آخر ايام تشريق شد كه سيزدهم شهر ذى الحجّه باشد اللَّه تعالى سورهء اذا جاء را فرستاد و حضرت فرمود كه اين خبر مرگ منست كه به من داده‌اند چون دلالت مىكند بر آن كه كار دين را تمام كردم بايد متوجه عالم قدس شد پس در منى داخل مسجد خيف شد و فرمود ندا كنند مردم را كه حاضر شوند چون حاضر شدند خطبه‌اى خواند و فرمود أيها الناس من در ميان شما دو چيز بزرگ سنگين ميگذارم يكى بزرگتر است كه آن يكى كتاب خداست كه يك طرف آن بدست خداست و طرف ديگر آن بدست شما است پس چنگ زنيد در آن و كوچكتر آن عترت منست كه اهل بيت منند و بتحقيق كه خبر داد مرا خداوند صاحب لطف