أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنِينَ
و حافظ ابو نعيم در حليه و غير آن از كلينى از ابو صالح از ابو هريره همين مضمون را روايت كرده و ثعلبى در تفسير از ابن جبير از ابو الحمراء خادم حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت كرده است كه از آن حضرت شنيدم كه گفت در شب معراج ديدم كه بر ساق راست عرش نوشته بود لا إله الا اللَّه محمد رسول اللَّه ايدته بعلى و نصرته به يعنى تقويت كردم محمد را بعلى و يارى كردم او را به او و حافظ ابو نعيم به دو سند از امام محمد باقر عليه السّلام روايت كرده است كه اين آيه در شأن على نازل شده است
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّهُ وَ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
يعنى اى پيغمبر بزرگوار بس است تو را خدا و آنكه متابعت تو را كرده از مؤمنان و او على است كه پيش از همه كس او را متابعت كرده و عز محدث حنبلى گفته است او على عليه السّلام است كه سر كردهء مؤمنان است .
مؤلف گويد كه از اين آيات و اخبار مقبولة الطرفين مبرهن گرديده كه حضرت امير ( ع ) مخصوص است بمتابعت حقيقى و يارى كامل واقعى حضرت عليه السّلام و همين بس است از براى استحقاق تقديم آن حضرت و ايضا ظاهر شد كه دعوت براى خدا بعد از حضرت رسول ( ص ) مخصوص آن حضرت است پس امامت مخصوص او است .
( نوزدهم ) وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ
يعنى بازداريد كافران را كه ايشان سؤال كرده ميشوند حافظ ابو نعيم در حليه و چند كتاب ديگر و أبو القاسم حسكانى در شواهد التنزيل و ابن شيرويه در فردوس الاخبار و ابن مردويه در مناقب و غير ايشان بسندهاى بسيار از ابن عباس و ابو سعيد خدرى روايت كردهاند كه سؤال كرده ميشوند ايشان از محبت على عليه السّلام و حافظ ابو نعيم در كتاب منقبة المطهرين به چند سند از بريده و غير او روايت كرده است كه روزى در خدمت رسول ( ص ) بوديم فرمود به حق خداوندى كه جانم در قبضهء قدرت اوست كه از جاى خود حركت نميكند دو پاى بنده در روز قيامت تا آنكه سؤال ميكنند از او چهار چيز از عمر او كه در چه چيز فانى كرده است و از بدنش كه در چه عمل كهنه كرده است و از مالش كه از كجا كسب كرده است و در چه مصرف صرف كرده است و از محبت ما اهل بيت پس عمر گفت يا رسول اللَّه چيست علامت محبت شما بعد از تو پس دست خود را بر سر على عليه السّلام گذاشت و گفت علامت محبت ما اهل بيت محبت اين است كه هر كه او را دوست دارد ما را دوست داشته است و هر كه او را دشمن دارد ما را دشمن داشته است و وجه استدلال از اين احاديث گذاشت .