تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
و بذل جان و مال ثابت‌قدمند اين آيه را فرستاد
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقَةً
يعنى اى مؤمنان هرگاه با رسول بسر سخن گوئيد پس پيش از راز گفتن تصدقى بكنيد پس كسى از صحابه تا ده روز كه بيضاوى و ساير مفسران گفته‌اند راز نگفت و مطلبى عرض نكرد به غير حضرت امير عليه السّلام باتفاق موافق و مخالف تا آنكه آيه منسوخ شد و حقتعالى فرمود
أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ تابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ اللَّهُ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ
يعنى آيا ترسيديد از آنكه پيش از حرف گفتن با رسول صدقه‌ها بدهيد چون نكرديد خدا شما را بخشيد پس برپا داريد نماز را و بدهيد زكات را و اطاعت كنيد خدا و رسول او را و خدا عالم است به آنچه شما ميكنيد پس معلوم شد كه معاتبات اين آيات متوجه همهء صحابه شد به غير آن حضرت كه عمل به اين امر نمود باتفاق مفسران و حافظ ابو نعيم و ساير مفسران از مجاهد روايت كرده‌اند كه حضرت امير عليه السّلام فرمود كه آيه‌اى در قرآن هست كه عمل به آن نكرده است كسى پيش از من و عمل به آن نخواهد كرد احدى بعد از من و آن آيهء نجوى است من يك دينار داشتم و بده درهم فروختم و هرگاه خواستم رازى بگويم يكدرهم تصدق نمودم تا آنكه آيه منسوخ شد و در روايت ديگر فرمود كه ببركت من خدا تخفيف داد اين حكم را از اين امت و سدى روايت كرده است از ابن عباس كه مردم در خلوت با حضرت رسول ( ص ) راز ميگفتند هرگاه حاجتى داشتند و اين امر بر حضرت رسول دشوار شد پس حقتعالى واجب گردانيد بر هر كس كه خواهد در پنهان رازى بگويد آنكه تصدق كند به صدقه پس مردم دست از راز گفتن برداشتند و بر ايشان دشوار شد و حافظ ابو نعيم در كتاب ما نزل من القرآن فى على به چندين سند از ابن عباس روايت كرده است كه چون اين آيه كريمه نازل شد كسى قدرت نداشت كه با حضرت راز گويد تا آنكه پيشتر تصدقى بكند پس اول كسى كه تصدق كرد على بود دينارى را بده درهم فروخت و ده راز با حضرت رسول ( ص ) گفت و در هر رازى يك درهم تصدق كرد و بروايت ديگر از ابن عباس روايت كرده است كه چون اين آيه نازل شد مردم ترك كردند راز گفتن با آن حضرت را و بخل ورزيدند از تصدق كردن و حضرت امير ( ع ) تصدق كرد و راز گفت و كسى غير او از مسلمانان تصدق نكرد پس منافقان گفتند على اين كار را نكرد مگر براى آنكه كار پسر عمش را رواج دهد بدان كه اختصاص آن حضرت به اين فضيلت منقبتى است عظيم از مناقب آن حضرت و از اينجا معلوم مىشود كه آنچه مخالفان وضع كرده‌اند از احاديث باطله كه