هيچكس اعلم نبود بكتاب خدا بعد از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم از على بن أبي طالب عليه السّلام و عاصم از عبد الرحمن سلمى روايت كرده است از ابن مسعود كه گفت نديدم
كسى را كه قرائت كند قرآن را بهتر از على بن أبي طالب عليه السّلام و ايضا عبد الرحمن روايت كرده از ابن مسعود كه گفت اگر كسى را بكتاب خدا داناتر از خود ميدانستم البته بنزد او ميرفتم گفتم على از تو اعلمتر نبود گفت بنزد او رفتم يعنى چون او اعلم بود بنزد او رفتم و ثعلبى بسند خود از عبد اللَّه بن عطا روايت كرده است كه گفت در خدمت امام محمد باقر عليه السّلام در مسجد نشسته بودم پسر عبد اللَّه بن سلام را ديدم كه در ناحيهاى از مسجد نشسته بود پس به حضرت باقر عليه السّلام گفتم سنيان گمان ميكنند كه آن كسى كه علم كتاب نزد او بود عبد اللَّه بن سلام است حضرت فرمود كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام بود كه علم كتاب نزد او بود و ايضا ثعلبى و ابو نعيم بسندهاى خود از محمد حنفيه روايت كردهاند كه
مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ
على بود و سيوطى روايت كرده است كه از ابن جبير پرسيدند كه من عنده علم الكتاب آيا عبد اللَّه بن سلام است گفت چگونه او باشد و حال آنكه اين سوره در مكه نازل شد و ابن سلام در مدينه مسلمان شد پس معلوم شد كه آن حضرت بعلم قرآن مجيد اعلم است از ديگران و حقتعالى مىفرمايد هيچ تر و خشكى نيست مگر آنكه علم آن در قرآن است پس آن حضرت اعلم از جميع امت بلكه انبياء نيز خواهد بود .
پس اين آيه از سه جهت دلالت بر فضيلت و امامت آن حضرت مىكند :
اول اعلم بودن چنان كه مكرر مذكور شد ( دويم ) آنكه آن حضرت را در شهادت بر حقيت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم قرين خود گردانيد و از اين مرتبه بالاتر نميباشد ( سيم ) اكتفا بشهادت آن حضرت به تنهائى دلالت مىكند بر عصمت آن حضرت زيرا كه بشهادت يك گواه به غير معصوم مدعا ثابت نميشود و عصمت دليل امامت است چنانچه گذشت
( شانزدهم ) آيهء نجوى است
كه مفسران و محدثان خاصه و عامه روايت كردهاند كه چون اصحاب از حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم سؤال بسيار مينمودند و سبب ملال آن حضرت ميگرديد حقتعالى به اين سبب از براى امتحان صحابه كه ظاهر گردد كه كدام يك در مقام اخلاص