آن وحشتكدهء پُر حسرت ، دعوت نمايند كه
« يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ »
. ( 1 )
[ حشر غلامان على با على * نشر مريدان عمر با عمر ] .
رؤسا و مرؤسان را حاضر سازند و گويند برخيزند هر قوم و بخوانند امامشان را ، پس شيعيان برخيزند [ و جناب اميرالمؤمنين و ذرّيه طاهرين ، او را ندا كنند . پس دوازده امام در سر دوستان حاضر آيند ] ، پس هر كه قدم بر منزل مخالفت ايشان گذاشته باشد و ديگرى را با او و يازده امام از ذريّهء او تساوى داده باشد و سينهء پر كينهء خود را به رقوم ايذا و اضرار و قتل و غصب حقوق ايشان پرداخته باشد و دعواى خلافت كرده باشد ، مورد آيهء كريمهء
« وَ قُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنا لِلظَّالِمِينَ ناراً أَحاطَ بِهِمْ سُرادِقُها »
( 2 ) خواهد بود . در كافى به اسناد متّصل از حضرت امام محمد باقر عليه السلام روايت است كه فرمود : جبرئيل عليه السلام اين آيه را چنين آورد : « وَقُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ في وِلايَةِ عَليٍّ فَمَنْ شآءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شاءَ فَلْيَكفُر إنّا اعتَدْنا لِلظالِمينَ لِآلِ مُحَمَّدٍ حَقَّهُمْ ناراً احاطَ بِهِمْ سُرادِقُها » . يعنى : بگو اى محمّد به اهل خلاف كه آنچه آوردم براى شما در ولايت على بن ابى طالب عليه السلام ، حقّ است و سخن راست و درست است . از پروردگار شما ، هر كه خواهد ايمان آورد و هر كه خواهد ، كافر شود . اكنون فاعل مختار است و خدا را حاجت به ايمان و كفران شما نيست ( 3 ) .
[ گر جملهء كاينات كافر گردند * بر دامن كبرياش ننشيند گَرد ] .
اگر اطاعت كنيد ، به ثواب ابد سرافراز گرديد و اگر كُفران ورزيد ، به عذاب نيران و آتش جاويدان گرفتار آييد كه ما مهيّا و آماده ساختهايم براى ستمكاران حقوق آل محمّد آتشى را كه فراگيرد ، ايشان را سراپردههاى آن آتش .
پس فرداى قيامت ، پيروان آن گمراهان ، به زبان حسرت [ و لسان حيرت ] گويند : « يا وَيْلَتى لَيْتَني لَمْ أتَّخِذ فُلاناً خَليلًا وَيا لَيتَ بَيْني وَبَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشرِقَيْن »
هامش
( 1 ) . اسراء ، آيهء 71 .
( 2 ) . كهف ، آيهء 29 .
( 3 ) . شرح اصول الكافى ، المازندرانى ، ج 7 ، ص 92 ؛ الكافى ، ج 1 ، ص 425 .