( 1 ) ايشان را به موقّف حساب درآرند ، نه پاى گريز و نه راه ستيز ، نه قدرت آن كه سرفراز كنند ، و نه چشم آن كه ديده باز كنند ، بر راست نگرند ، انبيا را بينند و بر چپ نگرند ، اوصيا را به نظر درآورند و از پيش ، ملائكه را حاضر يابند ؛ سررشتههاى معاذير و وسيلههاى مكر و تزوير از دست شده باشد ، سرهاى ندامت به گريبان خجالت كشيده ، دل به عقوبت و هلاكت نهند ، قاضى آن را بينند كه رشوه نستاند و ديوانى كه طغيانى در او نرود و شاهدان ببينند كه ميل جايز ندارند ، ترازويى بينند كه ميلى و ظلمى در او نباشد ، گفتگويى كه در او غلط گنجايش نپذيرد و حسابى كه به سهو ، آشنايى نيابد ، و كتابتى كه هيچ سهو و نقصان در او نباشد نه قوّتى كه بر باطل اصرار ورزند ، و نه قدرتى كه بر خطا اجتماع نمايند ، بر چنين حالى انگشت تلهّف به دندان تأسّف گيرند و چون از همه جا سررشتهء اميد را گسيخته يابند ، در كمال وحشت به ذيل استشفاعِ امامانى كه در اين نشئه ، خود را بر فتراك ولايت ايشان بسته بودند تشبُّث نمايند و بواعث اميد مغفرت و شفاعت پيشوايان خود را منحصر شناسند . و هر فرقه را منتهاى مقصد اين باشد كه نامش در جريدهء امام و مقتداشان مذكور شود تا رقوم عقوبت و نكال ، از صفايح احوالشان محو پذيرد و در آن روز ، هر قومى با رئيس خود كه اعتقاد را تزيين به ولايت و انقياد او داده بودند ، نسبت دهند ، بعضى را با خير الأنام و دوازده امام به عرصهء محشر درآورند ، و برخى را با خلفاى جور در
ميراث حديث شيعه — صفحة 184
مساهمون: مهدى مهريزى
ص١٨٤
و چنانچه متابعت ائمه ، باعث حصول درجات دارَين و رفع درجات نشأتين است ، متابعت ارباب ضلالت نيز مصدر غوايت و ضلال دنيوى و مُظهِر هلاكت و نكال اخروى است ؛ چون كسى نه از راه دليل ، بل از روى عميا و تقليد طريقهء ارباب بدع و غلط پيش گيرد و ديدهء ترصّد از امّت وسط باز پوشد ، فردا كه كشفِ كار و هَتْكِ اسْتار كنند ، مُحِق از مُبطِل پيدا آيد ، گناهكاران شرمنده و سرها در پيش افكنده ، به مضمون صدق مشحون
« وَ لَوْ تَرى إِذِ الْمُجْرِمُونَ ناكِسُوا رُؤُسِهِمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ »
هامش
( 1 ) . سجده : 12 .