معرفت او قرين معرفت پروردگار عالميان است كه « من عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ » ، ( 1 ) و در تطبيق عالَمِ صغير - كه آدم باشد - بر عالم كبير ، كتابها مىتوان نوشت كه اين ترجمه را گنجايش ذكر آنها نيست ، با آن كه علم انسانى از ذكر همهء آن قاصر است و جز خداوند عالميان ، آنها را نداند ؛ امّا چون بعضى از مشابهات را مذكور نمود ، اگر بعضى ديگر نيز مذكور شود ، نامناسب نخواهد بود . پس بدانكه خداوند عالميان ، چندين هزار دفاين و خزاين و دقايق در انسان تعبيه فرموده و صفات مَلَكى و حيوانى و شيطانى و سَبعُى و نباتى و جمادى در او قرار داده ، از روى صورت ، عالَمِ كوچك و از روى معنى ، عالَمِ بزرگ است . از خودشناسى به خداشناسى مىتوان رسيد و از چشمهء حيات جاودانى آب زندگانى توان نوشيد . آدم ، نسخهء عالم است و ملاحظه كه كنى از جهتى ، مانند آسمان است و از جهتى ديگر ، مانند زمين است و از جهتى ديگر ، مانند زمان است ، و از جهتى ديگر مانند مكان است . و باز كه نظر كنى ، آسمان و زمين ، نظر به آدم پدر و مادر مهرباناند ، و چون عادت الهى جارى شده كه اشيا را به اسباب ايجاد كند ، مىتوان گفت : ارواح و نفوس و حواس و قوايى چند در آدم قرار داده تا هر يك ، مقتضى امرى گردد .
ميراث حديث شيعه — صفحة 111
مساهمون: مهدى مهريزى
ص١١١
مانند روح حيوانى كه قوّهء حيوانيت بر او قائم است و از دل به جميع اعضا مىرود و قوّت حيات در دل به او تعلّق گرفته است و به واسطهء رگهاى شريان كه حركت مىكند و نبض حركت آن رگهاست ، روح به جميع اعضاى بدن پهن مىشود و حيات اعضا از اوست كه حفظ مىكند اعضا را از فساد [ و تعفّن ] .
هامش
( 1 ) . شرح اصول الكافى ، ملّا صالح از مازندرانى ، ج 3 ، ص 23 ؛ مصباح الشريعة ، ص 13 ؛ مطلوب كلطالب ، ص 5 ؛ شرح مئة كلمة ، ابن ميثم البحرانى ، ص 57 ؛ عيون الحكم والمواعظ ، ص 430 ؛ الصراط المستقيم ، ج 1 ، ص 156 ؛ بحار الأنوار ، ج 2 ، ص 32 ؛ نور البراهين ، ج 1 ، ص 93 و . .