[ دليل ديگر بر عدّم اطّلاع حكما بر حقيقت اجرام ]
باز ، در شكلش اختلاف كردهاند . بعضى گفتهاند صفحهء عريضى است ، و گروهى گفتهاند كُره مدحرجه است .
و همچنين در مقدارش اختلاف كردهاند . بعضى گمان كردهاند كه به قدر زمين است ، و بعضى گفتهاند كمتر از زمين است ، و بعضى گفتهاند از جزيرهء عظيمه بزرگتر است ، و اصحاب هندسه مىگويند كه صد و هفتاد برابر زمين است .
پس اين اختلافات اقوال در آفتاب دليل است بر آن كه حقيقتش را درست نيافتهاند و اين سخنان به گمان گفتهاند ، و مشهور ميان متأخّرينِ حكما آن است كه جوهر ديگر است غير عناصر اربعه ، در شكلش مشهور كروى بودن است ، و در مقدارش آن كه صد و شصت برابر زمين و ربع و ثمنى است .
و اقوال سابقه از قدماى حكماست و در اين زمان ، متروك است .
و حكما قائل به نُه فلكاند ، و از قرآن و احاديث و ادعيه ، هفت فلك و عرش و كرسى ظاهر مىشود .
[ دليل ديگر بر اين كه افلاك ، قابل خرق و التياماند ]
و حكما افلاك را قابل خَرق و التيام نمىدانند . پس مكذّب معراج رسول خدا و قرآناند كه در شب قدر ، نزول ملائكه و روح مىشود و ملائكه به زيارت رسول خدا و ائمه هدى عليهم السلام مىآيند و شب به روضهء سيّد الشهداء و خامس آل عبا مىمانند و صبح عروج مىكنند . پس آسمان ، قابل خرق و التيام هست .
[ تطبيق عالم صغير بر كبير ]
بدانكه هر چه در كائنات موجود است ، براى انسان است و نمودارى نيز از آنها در آدم ايجاد فرموده است . نامش عالَم اصغر و مُنطوى است بر عالَم اكبر . [ قال اميرُ البَرَرَة قاتِل الكَفَرَة ومُرغِمُ الفَجَرةِ :
وتَزعَمُ أنّكَ جِرْمٌ صَغيرٌ * وَ فيكَ انطوَى الْعالَمُ الأكبرُ ] .