صداقت سادات قراعينى و خيانت حاكمان خوى
وقتى عدّهاى بدون هيچ درد و رنجى در مسند حاكميت نشستند و خود را قيم مردم قلمداد نمودند زمينه را براى ادامهى رياست خود فراهم مىكردند و با جنايتها و گرفتن اموال مردم ، تصرّفهاى عدوّانى و خوش رقصىها و . . . مشغول راضى ساختن سران خود مىشدند و . . .
در برابر آنها يى كه هزاران مرتبه مردند و زنده شدند و خون دلهاى زيادى خوردند تا اينكه از وطن و همشهريان خود دفاع نمودند و از چپاول و غارت درَّندگان روزگارشان جلوگيرى كردند هيچ نوع احساسى از خود نشان نمىدادند چون مقام و جاهطلبى براى عدّهاى ، وسيله رسيدن به آرزوهاى شيطانى ، و هوا و هوسهايشان است . زيرا آنها هرگز نمىفهمند رزمندگانى كه سالها از اهل و عيال و فرزندان و خويشان فاصله گرفته ، و بدترين شرايط را ، در طول دوران مبارزه تحمّل كردند تا اين كه آزادى را نصيب جامعه خود ساختند ، چقدر شخصيتهاى آزادهاى بودند كه تا مرحلهء جان نثارى پيش رفتند .
شخصّيتهايى مانند مرحوم ميراسدالله و فرزندش ميرهدايت ( رحمه الله ) افراد معمولى نبودند بلكهاين بزرگواران در پرتو