نا معلومى مىبردند .
حكومت شهرستان خوى چندان قدرتمند نبود كه بتواند شخصيتهايى مانند ميراسدالله و برادرانش ميرابوطالب ، ميرآقا و ميرلطيف و . . . را دستگير كند و لذا حاج صمد خان حاكم آذربايجان به پادگان نيروهاى روسى كه در خوى ساكن شده بودند متوسّل شد و نقشهء دستگيرى اين بزرگواران را ، به آنها سپرد ولى باز هم نتوانستند با زور و قدرت آنها را دستگير كنند بلكه آنها را به عنوان ميهمان ، به خانهء تاجرى به نام حاج صمدخان دعوت نمودند .
و سادات گرامى براى نشان دادن حسن نيت خود ، اسلحهاى با خود نياوردند در هر صورت با ورودشان نيروهاى روسى آنها را دستگير كردند و به سوى جلفا ، حركت دادند .
بعد از مدّتى با تلگراف حاج صمد خان حاكم ، آنها را به تبريز بازگرداندند و بر طبق اسنادى كه از خاندان بزرگ سادات قراعينى ، به دست ما رسيده است مرحوم ميرهدايت و ميرآقا و ميراسماعيل در اين ميهمانى شركت نداشتند .
وقتى كه از جريان دستگيرى پدر و برادران آگاه شدند فوراً در تعقيب نيروهاى روسى حركت كردند و با تير اندازىهاى زياد موفق به آزادى آنها نشدند چون نيروهاى دشمن زياد بود و اينها سر زده وارد معركه شده بودند ، به هرحال دست خالى و پريشان خاطر بر مىگردند ولى ديگر وارد شهر خوى نمىشوند و با عدّهاى
تاريخ و شجره سادات چالدران ( قراعينى ) ( فارسى ) — صفحة 61
مساهمون: حميد فتاحى
ص٦١