دلير ( آقاى ميراسدالله ) نيروهاى دلير و شجاعى داشت ولى رفتار ميهمانها ى ناخوانده به دشمن فرصت داد كه كردها از همه سو ريختند و اردوگاه را تير باران كردند و . . . در نتيجه نيروها عقب نشينى كردند تا اين كه به خوى رسيدند با اين حال صد و هشت نفر از كردها و پنجاه نفر از مجاهدين كشته شده بود و در جبهه ( چاى پاره ) ميرهدايت آن فرماندهى دلير و شجاع ، توانست نيروهاى دشمن را زمينگير كند وكوچكترين اجازه حركت به آنها نداد .
در اين ميان بازهم هيئتهاى ناهماهنگ وارد اردوگاه شدند مانند ( مقتدرالدّوله ، وعدّههاى از درباريان و شيخ عبدالامير و حاج جليل مرندى و . . . ) به جاى تشويق و دلگرمى نيروها ، به آنها رفتار دل سرد كننده نشان دادند و آشفته خاطرشان كردند و پا فشارى آنها بر اين بود كه جنگ بايد پايان يابد و دستور دادند همه پراكنده شوند و خودشان در منطقه قره ضياءالدّين با كردها ، جلسه تشكيل دادند و بعد از يك ماه ميهمانى و پذيرايى و رفت و برگشت تلگرافها ، قضيه را به شكل بسيار دردناكى پايان دادند و . . . . « 1 » به هر حال خيزش مردم خوى به رهبرى ميراسدالله و فرزند پر آوازهاش ميرهدايت نتايج خوبى ببار آورد تا جايى كه توانستند در مقابل سردارماكو ، ارادهء قدرتمند خوى و حومه را نشان دهند . اگر چه شياطين با توطئههاى پى در پى
هامش
( 1 ) - تارخ مشروطه ايران ص 472