تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و شجره سادات چالدران ( قراعينى ) ( فارسى ) — صفحة 21

مساهمون:

ص٢١

راز مهم از زبان پيامبر اسلام ( ص )

روزى سلمان و ابوذر و مقداد و عمار و حذيفه و ابوالهيشم و حزيمه و . . . با چهره محزون و غمگين خدمت پيامبر اسلام ( ص ) رسيدند و عرض كردند پدران و مادرانمان فدايتان باد ، گروهى مطالبى درباره‌ى برادرت و پسرعمويت مىگويند كه ما را غمگين كرده است و از شما مىخواهيم آنها را پاسخ دهيد . چون كه آنها در حق برادر و پسرعمويت على بن ابيطالب ( ع ) حرف‌ها مىزنند و مىگويند ، چه فضيلتى بر اسلام على ( عليها السلام ) وجوددارد اگر چه از همه جلوتر اسلام آورده ، در حالى كه كودكى بيش نبوده است و . . . پيامبر اسلام ( ص ) فرمود : آيا اين موضوع شما را محزون كرده است ؟ گفتند ، آرى ، حضرت فرمود ، آيا مگرشما از كتاب‌هاى آسمانى پيشين ، مسائلى دربارهء پيامبرانى مانند ، ابراهيم ، موسى و عيسى نشنيده‌ايد كه آنها بعد از ولادت لب به سخن بازكرده و به وحدانيت خدا اقرار نموده و مادرشان را از جريان خود آگاه ساخته ، و در همان زمان كودكى و نوزادى گفتند ، ما بنده خدا و صاحب كتاب آسمانى هستيم و خدا ما را پيامبر قرار داده است . و شما قطعا مىدانيد خداوند متعال من و على را ، از يك نور