آفريد و ما در صلب آدم بوديم و خدا را تسبيح مىكرديم سپس ما را در طول تاريخ ، از اصلاب مردان پاك و شايسته و مطهّر و زنان پاكيزه و پاكدامن انتقال مى داد .
تا اين كه زمان عبدالمطَلب فرا رسيد و ما را درصلب او قرار داد و نور ما ، در چهره پدران و مادرانمان نمايان مىشد حتى نام ما ، در پيشانى آنها با خط نور نوشته شده ، ظاهر مىگرديد سپس نور ما را ، خداوند نصف كرد نصفش را به صلب پدرم عبدالله و نصف ديگرش را به صلب عمويم ابوطالب ، انتقال داد و آنها تسبيح ما را مدام مىشنيدند .
پدرم و عمويم وقتى كه درميان جمعى از قريش مىنشستند نورى از صورت آنها پخش مىگرديد حتى وقتى كه به صحرا مىرفتند تمام مخلوقات حتى درّندگان و وحشيها ، آنها را ، به خاطر ما سلام مىكردند به هر حال زمان فرا رسيد و ما به خواست خداى متعال از صلب پدران و رحم مادران خارج شديم .
جبرائيل در زمان ولادت على ( ع ) نازل شد وگفت ، اى حبيب خدا ، پروردگار متعال ، سلام مىرساند و به خاطر ولادت برادرت على ( ع ) به شما تبريك و تهنيت مىگويد و مىفرمايد : الآن زمان ظهور نبوّت تو و آشكار ساختن وحى و نماياندن رسالت ، فرا رسيده است زيرا به وسيله برادرت و وزير و قائم مقام و جانشينت ، تو را تقويت مىنمايم و به وسيلهء ايشان بازوانت را
تاريخ و شجره سادات چالدران ( قراعينى ) ( فارسى ) — صفحة 22
مساهمون: حميد فتاحى
ص٢٢