تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حج گزارى ايرانيان به روايت اسناد عثمانى و قاجارى ( فارسى ) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
گفت : صحيح است ، امّا در صورتى كه والى از دولت خود ، نشان‌هاى مرصّع از درجه اول عثمانى و مجيدى دارد ، نشان غيرمرصّع را قبول نخواهد كرد . پس شما به او بگوئيد كه اين نشان ، مقدّمه نشان مرصّعى است كه سال اينده به شما مرحمت خواهد شد . بعد از ملاقات شريف ، به ديدن والى رفته ، پس از مراسم پذيرائى معمول ، والى گفته بود : از قرارى كه شنيده‌ام ، براى من از دولت عليّه ايران نشانى مرحمت شده است . گفت : صحيح است ، نشان و حمايل اول است و با خود آورده‌ام . گفت : در صورتى كه من از دولت خود نشان‌هاى مرصّع دارم ، از قبول آن معذورم . صفاء الممالك همان فقراتى را كه در اين باب به شريف اظهار كرده بود ، در نزد والى هم تكرار نمود . معزّى اليه گفته بود : مردم در اين گمان هستند كه شما نشان مرصع آورده‌ايد ؛ حالا كه اين‌طور است ، نزد احدى ابراز نكرده و كتمان كنيد تا به باب عالى تلگراف كنم و جواب بخواهم . و به باب عالى هم تلگراف كرده بود ، در اين باب از صفاء الممالك خبرى نرسيد و نمىدانم به كجا انجاميد . هر خبرى رسيد ، خاطر عاطر را مسبوق خواهم داشت . ليكن در پذيرائى و انجام اظهارات صفاء الممالك ، در خصوص تهيه موجبات آسايش حاج ، كمال مساعدت را كرده بودند . به واسطه طرح الفتى هم كه به ملاحظه رفاهيت حاج با شريف مكّه در اين دو سه سال انداخته‌ام ، از بنده يك جلد كتاب قاآنى خواسته بود . گرفته ، به توسط حاجى شيخ زين‌العابدين ملك‌الواعظين براى معزى اليه فرستادم . اطلاعاً عرض شد . و گاهى تحفه ديگر هم مىفرستم . امضا : « محمود الطباطبائى » .
حج گزارى ايرانيان به روايت اسناد عثمانى و قاجارى ( فارسى ) — صفحة 391 | اسرا دوغان / مهرى آريانفر