تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حج گزارى ايرانيان به روايت اسناد عثمانى و قاجارى ( فارسى ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
ولايات ممالك محروسه مىآيند [ و ] حجّاج را فريب داده ، مكفى مىكنند كه به مكه ببرند « 1 » و مبلغى از آنها مىگيرند و به قروض خود مىدهند و حاجى را در عتبات و بين راه معطل ساخته ، متضرّر مىنمايند . به اهالى ولايات اعلام نماييد هر كس به مكه مىرود ، فريب حمله دار را نخورده ، [ بلكه ] مال كرايه كند [ و ] برود [ و ] پولش را به دست حمله‌دارها ندهد كه موجب ضرر و سرگردانى او بشود . نصر الله مشير الدوله . [ حاشيه چپ فراز : ] « محرم 1447 » .
GHI 1319 - 6 - 13 - 0047
[ سند دوم ] بغداد ، نمره 497 تلگراف به توسط تلگرافخانه قصر 9 شعبان 1319 تلگراف شما در خصوص طلب حجّاج مازندرانى از صالح رسيد . مىگويند امسال جمعى از حجّاج در حمل « 2 » او به مكّه مىروند ؛ او را توقف نماييد [ تا ] طلب مازندرانىها را بدهد [ و ] برود . از قرار مذكور مشار اليه مفلس حقيقى نيست ، [ بلكه ] خانه و كاروان‌سرا [ و ] دكاكين دارد ؛ همين‌كه آمد در توقيف ، [ و ديد كه ] خود از دخل و كار بازمىماند ، پول را خواهد داد . ( نصرالله مشيرالدوله ) .
GHI 1319 - 6 - 13 - 0023
هامش
( 1 ) . متن سند : به برند . ( 2 ) . كاروان .