تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حج گزارى ايرانيان به روايت اسناد عثمانى و قاجارى ( فارسى ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
و بندگان عالى را اطمينان مىدهم كه تمامى اين وجه را تنها در راه آبرو و احترام دولت عليّه و حفظ شأن و رتبه و مأموريتى كه از طرف فرمان اشرف همايون به فدوى رسيده است ، صرف خواهم نمود . زياده عرض ندارم . مورخه 7 شهر رجب المرجب 1277 . [ حاشيه راست فراز : ] « ( نشان شير و خورشيد » ، سفارت اعلى حضرت شاهنشاه ايران در اسلامبول » . [ حاشيه فراز : ] « فرامينى كه خواسته است بدهيد ؛ چاپارش را هم زود روانه نمائيد . دوازده تومان مواجبش را كه از سنه تخاقوى « 1 » ئيل خواسته است ، برات به حواله ميرزا نصرالله صادر نمايند كه زود تنخواه گرفته ، به او برسد . نمره 32 / 183 » .
GHI 1277 - 9 - 3 - 015
[ سند پنجم ] صفاءالممالك ، مأمور جدّه ، كه حامل نشان والى حجاز هم بود ، پس از ورود به جدّه ، قبل از حلول موقع حج ، براى ملاقات شريف مكّه و والى حجاز و ابلاغ مأموريت خود به آنها و تهيه موجبات آسايش حاج ، به مكّه رفته بود . قبل از ملاقات با والى كه به ديدن شريف رفته بود ، شريف به او اظهار داشت كه من در سنه ماضيه ، براى والى از دولت ايران نشان مرصّع خواسته بودم ؛ مرحمت شده و با خود آورده‌ايد ، يا خير ؟ گفته بود : نشان و حمايل درجه اول كه از امتيازات عاليه دولتى است ، مرحمت شده و با خود آورده‌ام و چون معمول ايران نيست به كسى كه نشان درجه اول ندارد ، نشان مرصّع بدهند ، محض قبول خواهش شما ، امساله نشان درجه اول مرحمت شد .
هامش
( 1 ) . ( تركى ) سال مرغ .