از بابت تأخير ورود يحيىخان و وصول نشان اول سلطنت عظمى و ناتمامى بعضى امورات متعلقه به سفارت سنيّه وقت و موقع گذشت ، شرفيابى را به هذه السنه قرار داده و به عرض عالى رسانيدم .
باز از راه كثرت رأفت و مرحمت اجازه فرمودند و به موجب همان اجازه ، عزم جزم دارم كه - انشاءالله - در زير سايه همايون حضرت اقدس شهريارى - روحنا فداه - مشرف شده ، اين دِين واجب را از خود ادا كرده و به امورات حجّاج نيز - كما هو حقه - رسيدگى نمايم و چاره درد را بفهمم و به علاج او بعد از معاودت و در ايام اقامتِ آنجا بپردازم تا آن كه در آتيه ، حجّاجِ تبعه دولت عليّه در مهد امن و امان رفته ، معاودت نمايند .
از قرارى كه مىگويند ، هر قدر از اين طرف كه هوا سرد و ملايم است ، زودتر روانه شوم و زيارت مدينه منوّره را قبل از موسم حج نموده و بعد از اتمام فريضه ، بلافاصله از راه مصر مراجعت كنم ، بهتر خواهد بود .
عليهذا بعد از مطئمن شدن از امورات سفارت در غيبت خودم - انشاءالله - در 10 ( يا اواخر ) « 1 » شهر رمضان از اينجا ، از راه اسكندريه و مصر و سويس « 2 » عازم شده بود و در اواخر شهر ذىحجة الحرام از همان راه ، به شرط حيات معاودت به محل مأموريت خود خواهم نمود .
جناب جلالتمآب امينالدوله - دام مجده العالى - هنگامى كه در اسلامبول تشريف داشتند ، به شريف عبداللهپاشا نشان شير و خورشيد از درجه اول وعده نمودهاند ، حتى از قرار تقرير ميرزا احمد ، كاتب اسرار سفارت ، فرمانى هم موجود داشتهاند نزد مشاراليه فرستاده . چون شرفاى مكه از دولت عثمانى ، القاب مخصوصه دارند و فرمان همايون داراى آن القاب نبوده است ؛ لهذا قبول نكرده .
هامش
( 1 ) . عبارت داخل پرانتز ، در بالاى سطر آمده است .
( 2 ) 2 . سوئز .