الافاخم كهياى « 1 » دولت عليّه عثمانيه را عز انهاى مشفقانه مىداريم كه درين مدت متمادى كه سفرا و فرستادگان ميان دولتين عليتين مراودت داشتند ، يكى از جمله گفتگو ترك تعرض تجار و حجاج و خسارت مال و جان بعض آنها و رفع تصاحب طوايف و قبايل اكراد و تطاول آنها به اين طرف بوده ؛ معهذا اين مطلب بر وجه مطلوب هنوز نگشته ، چنان كه درين اوقات ، با همه ارباب معاملات و تجار تغيير سلوك شده و اين روزها سرعسكر ارزنةالروم مبلغها مال عالىجاه اميرالامراء العظام حسينخان سردار و بيگلربيگى ايروان را كه نزد عالىشأن آقامحمدحسن تاجر بوده ، ضبط نموده و او را حبس كرده و پاشاى موش « 2 » ايلات حيدرانلو و جمعى ديگر از ساير اكراد را تصاحب كرده و همانها را بهتاخت و تاز ساير طوايف اكراد ايروان و خوى و تعرض عموم مترددين مشغول داشته و چون تحمل اينگونه امور باعث اختلال كارها سيمّا امور سرحدّيه است و اگر گاهى سرحدداران اين حدود بهفكر آوردن ايلات خود افتادهاند ، باعث نقار خاطر اولياى آن دولت شده و چون دولتين عليتين در حكم واحد است و وقوع اين امور منافى رسم مؤالفت مىباشد و ما كه خود را پيوند دو دولت و فرزند دو شوكت مىدانيم ، همه وقت اهتمامات . . . در حفظ موافقت دولتين كردهايم . درين وقت ، محض خيرخواهى عالىجاه ارادتآگاه ، زبدة الاكابر والاعيان ، مصطفىآقا واقعهنگار سابق را سفارتاً در استحضارى دارد ، براى اظهار اين مراتب فرستاديم . آن جناب كه صلاحانديش و خيرخواه است ، در رفع مواد كُلفَت « 3 » و حفظ شرايط الفت مساعى . . . خواهد كرد . در اينگونه امور ظهور نيافته در نظر نزديك و دور ، به فتور مؤالفت « 4 » دو دولت حمل نشود [ و ] حالات و مهمات را اظهار دارد . الخاتمه . . .
BOA . Hatt Humayun 825 / 37406 - B
هامش
( 1 ) . بزرگان ، مهتران .
( 2 ) . شهرى در جنوب شرقى تركيه و مركز استانى به همين نام .
( 3 ) . عوامل رنج و سختى ؛ آنچه موجب دورى و دشوارى است .
( 4 ) . كمرنگ شدن انس و الفت .